همه راه های رفته
سایر منابع:
سایر خبرها
سلام بر علمدار تفحص
امام خمینی (ره) به مدرسه رفاه رفت. این آغاز ورق خوردن دفتر عشق یکی از سربازان حضرت روح الله بود. وی سال 1361 که فقط 15 سال داشت به جبهه رفت. در بهمن همان سال هم در عملیات والفجر مقدماتی از ناحیه دست راست و شکم مجروح شد. سال 1366 مسئولیت دسته گردان تخریب به عهده گرفت و به عنوان تخریب چی مشغول فعالیت شد. پس از جنگ جهاد مجید پایان نیافت و از سال 1369 در منطقه کردستان مشغول جنگ با اشرار و گروهک های
شهید منوچهر صدیقی وثاق با سن کمش در کارهای تشکیلاتی کم نمی گذاشت
خبرگزاری مهر ، گروه استان ها- فاطمه گوگردی: امام خمینی (ره) فرمودند: شهادت ارثی است که از موالیان ما که حیات را عقیده و جهاد می دانستند و در راه مکتب پرافتخار اسلام با خون خود و جوانان عزیز خود از آن پاسداری می کردند به ملت شهیدپرور ما رسیده است. انقلاب اسلامی ایران برای پابرجا ماندن خود هزاران شهید در این راه دارد که شهید منوچهر صدیقی وثاق از همین شهیدانی است که با خون خود از ایران خ
برای درخت تنها به تفحص هم رفتم
سمیه دهقان زاده- خبرنگار؛ نویسنده کتاب درخت تنها گفت: من این کتاب را در 14 ماه نوشتم. به خاطر آن با بچه های تفحص همراه شدم و در دمای 55 درجه خوزستان با آنها به تفحص رفتم. وجب به وجب آنجا را گشتم و یک سری کارهای پژوهشی نوآورانه انجام دادم تا از این راوی خاطرات را دربیاورم و تبدیل به کتاب کنم. به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، رمان درخت تنها به قلم حامد جلالی، در برنامه
40 کتاب کودک قدیمی درباره فلسطین بازنویسی می شوند/ انتشار کتاب کودک با نام مستعار برای فرار از دست ساواک
لد چاپ کردند؛ از جمله خانه ای برای کاغذ سفید و پسرک مغرور و به این ترتیب باب انتشار این کتاب ها باز شد. بعداً مدتی دفتر نشر به رکود خورد و متوقف شد؛ تا اینکه عباس ملکی مدیرعامل آنجا شد. او به من پیام داد؛ اما من ایران نبودم و در کشور هند بودم؛ چون از سال 67 به بعد من در کشور هند زندگی می کردم. او تماس گرفت و از من خواست که ادامه دهم. من درحقیقت بازآفرینی می کنم؛ انتشارات هیچ وقت نام مرا
ناگفته های یکی از غواصان عملیات کربلای 4/ بعثی ها از غواص ها کینه شدید داشتند
عملیات های خاکی بودند. عراقی ها چون مطمئن بودند که ما اسلحه ای برای دفاع نداریم، همه آنها لب خاکریز نشسته بودند و به محض اینکه یکی از بچه های ما سرشان را از خاکریز بالا می آوردند رگباری از فشنگ به سمت ما می آمد، لذا می دانستند ما هیچ کداممان هیچ سلاحی همراه نداریم و یا اگر داریم فشنگ نداریم. بعد از اینکه مطمئن شدند که هیچ راهی نداریم به سمت ما آمدند، در این میان من گفتم که من رفتم و هر
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
دو فرزند را به فاصله دو سال از هم دیده بود. رضا چه روحیاتی داشت و چطور بچه ای بود؟ رضا شوخ طبع بود و با همه می جوشید، ولی برعکس او ابوالفضل تودار بود. زمانی که رضا می خواست به جبهه برود، از طریق دبیرستان مخالفت کرده بودند. بعد که عازم شد، چند بار اخطار دادند تا فلان تاریخ به دبیرستان برنگردی اخراج می شوی. وقتی به شهادت رسید و برنگشت، مسئولان دبیرستان خبر نداشتند او شهید شده است و
8 کتاب کودک و نوجوان برای نهادینه کردن ارزش تلاش
بدهکاری های خود به مردم روستا را صاف کنند. اما این سفر آنقدر طول می کشد که پس از رفتن شان علف های هرز به اندازه درِ خانه قد می کشند و همه اهالی روستا فکر می کنند آن ها دیگر باز نخواهند گشت و به علت بدهکاری برای همیشه روستا را ترک کرده اند. بی خبر از اینکه پدر، شیائو و الاغ در راه برگشت به روستا با مشکلات زیادی دست وپنجه نرم می کنند. آن ها هر طور که شده باید غلات را به سلامت به روستا
اعتماد تاریخی دولت سیزدهم به ایلامیان و آزمون بزرگ مجلس یازدهم
بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان دکتر یوسف نوری بعنوان گزینه پیشنهادی دولت برای وزارتخانه آموزش و پرورش از فرهنگیان و رزمندگان دوران دفاع مقدس با کوله باری از تجربه در آموزش و پرورش به مجلس معرفی شد. خبر پیشنهاد یک ایلامی برای کلیدی ترین وزارتخانه کابینه دولت سیزدهم یعنی آموزش و پرورش علاوه بر اینکه موجی از سرور و شادمانی را در بین مرزداران غیور دوران دفاع مقدس بوجود آورد با استقبال
حبیب با رفتنش کمر خیلی ها را شکست!
نگاری هایی که توسط نویسنده در سال های پس از جنگ نگارش و منتشر شده اند، در قالب متن پیوستی در کتاب حاضر جانمایی شده اند. دیگر اینکه مسئولیت تمامی کاستی های احتمالی کتاب حاضر، بر عهده صاحب این قلم است و بر نویسنده این روزنوشت های جنگی، هیچ حرجی روا نیست. *** سیزدهم اسفند 1365 تهران کم کم خبرهای عملیات تکمیلی نبرد کربلای 5 هم از راه می رسد: فلانی هم رفت
بزرگ ترین افتخار جامعه ناشنوایان ایران
شهید عبدالمطلب اکبری اهل روستای شهیدآباد از توابع استان فارس است. روستای شهیدآباد از توابع شهرستان خرم بید در شمال استان فارس و 150 کیلومتری شیراز قرار دارد. نام روستا پیش از این چم بیان بوده است و اکنون نزدیک به 600 نفر جمعیت دارد. شهیدآباد در 8 سال دفاع مقدس، 46 شهید و 50 جانباز تقدیم انقلاب اسلامی کرده است. یک خانواده 4 شهیدی دارد که این خانواده یکی از دو
بمباران تهران؛ 17 روز مدام!
، بی پرده خاطرات بسیار دقیق و جالبی را تعریف کرده که هر خواننده ای را جذب می کند. آنچه در ادامه می خوانید، بخشی از این خاطرات است که نشان می دهد ایران در طول دوران دفاع مقدس چه وضعیتی زیر بمب های دشمن داشته و امروز چگونه می تواند موشک هایش را صدها کیلومتر آنطرف تر برای دشمن اصلی اش پرتاب کند... 13 متر زیر زمین بعد از بمباران مهرآباد در 31 شهریور سال 59 تا مدت مدیدی
سعیدِ خمینی، عبداللهِ سیدقائد
دعا کن! عبدالله اشک می ریزد و با چشم های بسته حرف هایش را می زند. پرتاب می شوم به سکانس های از کرخه تا راین و سعید، رزمنده ی ایرانی که بعد از بهبود چشمانش با شنیدن یاد و نام امام اشک می ریخت. در پاسخ به اینکه گریه برای چشم هایش ضرر دارد می گفت بگویید بدوزندشان. سعید نمی دانست عبدالله با چشم های دوخته شده هم گریه می کند. مبارزه ضدّصهیونی حتّی با شهادت سیّدحسن نصرالله متوقّف
امکان ندارد بتوانید موشک پرتاب کنید!
تر برود تا بتواند اهداف نزدیک و کم اهمیت تر را هدف قرار دهد، حرکت کند. سرانجام هم موفق شد در سال 1366 راکت نازعات را بسازد که برد آن بین 80 تا 150 کیلومتر بود. با ساخت این موشک بومی فصل نوینی در پیشرفت صنعت و تکنولوژی نظامی ایران آغاز شد که تداوم آن را بعد از جنگ در ساخت و تولید انواع موشک های پیشرفته تر بومی همچون شهاب 3 با برد بیش از 2000 کیلومتر شاهد بودیم. به این ترتیب زمینه برای افزایش قدرت بازدارندگی نظامی ایران در سطح منطقه و بین الملل و بالطبع افزایش قدرت و امنیت ملی ایران اسلامی ایجاد شد که همه این ها مرهون تلاش ها و ابتکارات علمی و دانش بنیان امثال سردار شهید حسن طهرانی مقدم هاست. ...
فیلم های سینمایی سیما:زاغه نشینان فوتبالیست و کونگ فو کار بی باک به تلویزیون می آیند
، استعمال مواد مخدر، نوشیدن مشروبات الکلی و ... مشغول هستند. در این اوضاع پیرمردی به نام ویجِی بارسه که در کالج جنب زاغه مشغول کار بوده و اکنون در شرُف بازنشستگی است، در جریان دعوای یکی از جوانان این زاغه به نام دان با جوانی شهری به نام سامبه با این محله و شرایط ناگوار آن آشنا می شود. ویجی که علاقۀ این بچه ها را به بازی می بیند، همه روزه توپ فوتبالی را در اختیارشان گذاشته و حتی در ازای بازی به آنها
نوجوانانی که در جبهه عکاس حرفه ای شدند(+عکس)
. آنها در عملیات ها همراه رزمندگان تا خط مقدم جبهه پیش رفتند و بسیاری از آنها جانباز یا به شهادت رسیدند. عکاسان بنام و بسیاری در این عرصه فعالیت می کردند که برخی به صورت حرفه ای و برخی نیز در دل جنگ این هنر را فراگرفتند و عکس های به یادماندنی را در تاریخ دفاع مقدس به ثبت رساندند. اسدالله رفیعی زاده، مسئول واحد تبلیغات لشکر 27 محمد رسول الله (ص) متولد سال 1338 است و خاطرات بسیاری از آن
رسانه ها در حوزه کودکان از نهادهای مرتبط مطالبه گری کنند/ برنامه های هفته ملی کودک تشریح شد
بودیم و اصلاً به خاطر همین هم این شعار برای این روز انتخاب شده است. او افزود: اگر مقایسه ای بین عناوین روزهای امسال با سال های گذشته داشته باشید، این تفاوت را خواهید دید؛ یعنی عناوین طوری تعیین شده است که کلی تر و جامع تر باشد تا مطالبه گری بیشتری اتفاق بیفتد. این ناظر بر این مسئله است که در حوزه کودک و نوجوان چون خودِ بچه ها زبان گویا و توانایی پیگیری ندارند، همه باید کمک کنیم تا
شکر خدا سرفه های پردردی دارم!
همراه پدر و مادرم در مساجد و پای منبر روحانیت حضور داشتم و به ما یاد داده بودند که جهاد یکی از فروع دین است و زمانی که شیپور جنگ نواخته شد این مسأله جلوی چشمم بود به عنوان درس دینی به آن نگاه می کردم و قدم در این راه گذاشتم. در آن روزها بیشترین نیروهای جبهه را نیروهای داوطلب بسیجی تشکیل می دادند و همه اقشار جامعه اعم از کشاورز، کارگر، بنا، پزشک، معمار، معلم، غنی و فقیر، روستایی و شهری در
امنیت نی ریز در دوره قاجار و تأسیس امنیه در نی ریز
، شاهان و فرمانروایان ناتوان قاجاری را به فکر حفاظت از شهر ها و آبادی ها و راه ها انداخته بوده است. در زمان حکومت ناصرالدین شاه، قوای قزاق تشکیل و بعداً ژاندارمری تأسیس گردید. سپس در دوره پهلوی نخست، اداره امنیّه به وجود آمد. با این همه، سال های سال طول کشید تا امنیت نسبی سایه بر روستا ها و شهر های ایران بیفکند. در نی ریز اداره امنیّه در سال 1342 مهشیدی (1302 خورشیدی) تأسیس شد. تاریخ تأسیس
شبی که کربلایی ها آسمانی شدند
که در محدوده عملیاتی والفجر 8 در شمال اروند آموزش دیدیم. عملیات لو رفته بود کردی می گوید: با توجه به اینکه آموزش و جابجایی نیروها توسط هواپیماهای آواکس آمریکایی به عراق گزارش می شد و عملیات لو رفته بود ما مامور به تکلیف بودیم شب در گمرک خرمشهر مستقر شدیم و فرماندهان کلاس توجیهی برای محور عملیات برگزار کردند دوربین هایی کار گذاشته بودند تا محور عملیات دیده شود. لباس
مجید سوزوکی ولایت ما
مجید سوزوکی ولایت ما: در سال 86 فیلمی روی پرده سینماهای ایران آمد بنام اخراجی ها . قهرمان فیلم پسر جوانی بنام مجید سوزوکی و گروهش بودند که تحت عنوان دسته اخراجی ها به جبهه اعزام شدند. شخصیت مجید سوزوکی برگرفته از داستان واقعی زندگی یکی از بچه های بزن بهادر محله اتابک تهران بنام مجید خدمت بود که جهت کسب اعتبار و ازدواج و تشکیل خانواده (به نقل از مسعود ده نمکی کارگردان فیلم
"دیدار با نوجوان شهید عملیات کربلای 5 قریب 38 سال"
طالب رجب پور رزمنده جانباز دوران دفاع مقدس در یادداشتی نوشت : بعداز گرامیداشت دفاع مقدس 1403 تصمیم گرفتم تا با دوست بسیجی ام مهران خالقی به یکی از محله های شهرچالوس بروم و در آرامستان کشکسرای آن شهر سراغ همرزم شهیدم که ازقبل عملیات کربلای 4 در میان نخلستان های بهمنشیر آبادان بودم و درکربلای پنج در شلمچه آسمانی شده بود بگیرم. دراین آرامستان،پیرمردی را دیدم که برسنگ قبر خانم جوانی آب می
مراسم پاسداشت شهدای روایت فتح برگزار شد
است فهمیدم چه کار ارزشمندی انجام می دادیم. این رزمنده هشت سال دفاع مقدس ضمن گرامیداشت یاد و خاطره حاج قاسم دهقان گفت: حاج قاسم دهقان از فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله بود؛ خداوند او را یاد کند ؛ او به دلیل جراحات نمی توانست به جبهه برود و به همین دلیل به روایت آمده بود. عملیات هایی که در کنار دوستان بودم باعث شد تا سوابقی ثبت بشود تا مردم بدانند رزمندگان ما چه افتخار آفرینی هایی کردند. به
پیام شهدا| مقابل ظلم جهاد کنید
گوید: یکی از هم رزمانش تعریف می کرد: عبدالله با عنوان خط شکن، مین های سر راه را خنثی کرد تا بچه ها راحت تر پیشروی کنند. ما زیر خاکریز سنگر گرفته بودیم. بعد رو به بچه ها کرد و با روحیه ی بالایی که داشت، گفت: دوستان! هر کس دوست دارد بچه هایش یتیم شوند، بیاید پیش من و بقیه همان جا بماند. موقع عملیات وقتی همه چیز لو رفت، تمام نیرو هایی که من فرمانده گروهان شان بودم را از همان راهی که آورد
قلب کودکان مهاجر هم برای ایران می تپد
به گزارش کودک پرس ، در عرصه ادبیات کودک و نوجوان از آسترید لیندگرن به عنوان گران ترین جایزه ادبی جهان یاد می شود. امسال یک مروج کتابخوانی و البته معلمی افغانستانی از سوی شورای کتاب کودک به عنوان نامزد ایرانی این رویداد بین المللی معرفی شده است. نادر موسوی سال هاست ساکن ایران شده است؛ از اواخر سال 62 همزمان با موج نخست مهاجرت اتباع افغانستانی به کشورمان و به اجبار شدت گرفتن جنگ و درگیری ها در سرزمین آبا و اجدادی اش. حالا زمان زیادی از آن زمستان سختی که به همراه خانواده اش ترک دیار کرده می گذرد. آن پسر 9 ساله روستایی سال هاست در قامت نویسنده و معلمی سرشناس، نه تنها بر تنگنا های تحصیلی پیش روی مهاجران غلبه کرده بلکه توانسته با راه اندازی چندین شعبه مدارس خودگردان خاص کودکان مهاجر افغانستانی و ساکن مناطق محروم برای دسترسی آنان به امکانات فرهنگی و آموزشی گام های جدی بردارد. افزون بر این، از او به عنوان فعال رسانه ای و نخستین ناشر تخصصی شعر و ادبیات افغانستان (انتشارات آمو) در ک ...
داغ سید حسن نصرالله برای امام عصر مثل داغ قمر منیر بنی هاشم برای سیدالشهدا بود
تنظیم بکنیم اتصال همه جانبه به ولایت فقیه داشته باشیم به ولی خدا کمک کنیم طرح او را کمک کنیم و این باعث آرامش و آسایش و خروج از ظلمات و هدایت به سمت نور و باعث زول برکات الهی و نصرت الهی می شود . ححت الاسلام اسماعیل صلواتی افزود: در نگاه امام راحل حزب الله لبنان بالاترین حجت برای جهان بر علیه کافران و ظالمان و مستکبران است دفاع جمهوری اسلامی ایران و امام و امتش از حزب الله و فلسطین بر
تاریخچه اداره تربیت بدنی نی ریز در گفتگو با محمدحسن جلالی
؟ پسر اولم علی جلالی که در بانک مسکن مشغول است، مربی شنا و نجات غریق است و به تازگی ریاست هیئت شنا را به عهده گرفته و در کنار آن بدنسازی هم کار می کند. عادل پسر دیگرم حسابدار اداره برق است و در رشته فوتبال فعال است. دخترم نیز فوق لیسانس حقوق و مدیر دفتر دو شعبه دادگستری است. - خاطرات تلخ و شیرین؟ سال 75 با 7 کشتی گیر برای مسابقات قهرمانی استان
یک فوریت نامگذاری معبری به نام شهید نیلفروشان تصویب شد
خداوند به رهبر و ملت نصرت اعطا کند تا بر دشمنان پیروز شود. چمران با اشاره به تهدید ایرانیان توسط دشمنان، اظهار کرد: در این راستا تصاویری از مجموعه شهروند منتشر شد که کمبود اقلام خوراکی وجود دارد اما این موضوع یک شوخی بیش نبود. این بچه بازی ها به عقیده من سخیف بودند که با این وسایل مردم را با این قدرتی که دارند، از مسیرشان منحرف کنند. وی بیان کرد: شما تصاویری از یک خانم مسن دیدید
برج اداره هرابرجان
بچه ها ش همش دختر بودن. حتی مادرم می گفت این برج بلندتر بوده. می گفت وقتی بابام دوربین رو به مانشون می داد سمت خور یاخبر مردم که اومد رفت می کردن را می دیدیم ما هم به خاطر همین به دوربین و تفنگ علاقه داریم . فرزندان علی عزیزخان به ترتیب بزرگتر تا کوچکتر عبارتند از؛ گوهر مادر منظر ماه سلطان مادر بهمن، پرویز، بهروز، ریحان، بهادر، محمد میرزا ماه نسا مادر کتایون (کتون
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
ماندیم. خواهر بزرگم شیراز است، خواهر دومی آمریکا است و رضا برادرم نیز سال 1380 به رحمت خدا رفت. سؤال: با توجه به فعالیت های ارزشمند و پرتلاش در حوزه فرهنگ و ادب، لطفا توضیحاتی را پیرامون چگونگی آغاز راه نویسندگی خودتان را بیان نمایید. اما آغاز نویسندگی من: از زمانی که بچه بودم، پدرم علاقه زیادی به کتاب خواندن داشتند من نیز همیشه به قول معروف پا منبری پدر بودم و کتاب حافظ و سعدی