جانبازی که با پای مجروحش همه کوه های ایران را فتح کرده است! + تصاویر
سایر منابع:
سایر خبرها
مرور خاطرات جنگ به روایت شهدای زنده خوزستان
متولد 1338 است و به قول خودش در زمان جنگ 23 ساله و پیر جبهه بود گفت:زمان شروع جنگ مجرد بودم و خانواده ام به اصفهان مهاجرت کردند اما من در اهواز به شغل آهنگری خود ادامه دادم و با فرمان امام (ره) بارها عازم جبهه شدم. وی که در عملیات خیبر مجروح شده است با مرور خاطرات دوران دفاع مقدس گفت:تیربارچی بودم دم غروب روز قبل از عملیات به همراه خدمه در خط بودیم که هواپیماهای عراقی برای شناسایی به
امداد غیبی در سنگر رزمنده های رودانی
بیان خاطرات خود رشادت های شیخ ابراهیم نجفی را یادآور شد و بیان داشت: ابراهیم نجفی یادگار احمد متولد 1308 در معزآباد شهرستان رودان متولد شد، وی مؤذن مسجد بود و در مسجد محله به شیخ ابراهیم مشهور بود، 10 اردیبهشت سال 61 در منطقه پاسگاه زید به شهادت رسید. این جانباز شیمیایی دوران دفاع مقدس هرمزگان در گفت وگو با ایرنا افزود: شیخ ابراهیم موذن محله مان بود که سال ها مفقودالاثر است اما صدای
روایت خاطرات یک جانباز آزاده ارمنی از دوران دفاع مقدس
ایواز خداوردیان، از اقلیت های مذهبی (ارمنی) و جانباز آزاده دوران دفاع مقدس در یک گفتگو خاطرات دوران دفاع مقدس خود را روایت کرد. به گزارش شیعه پرس، به مناسبت گرامی داشت هفته دفاع مقدس، تیم خبری شبکه رادیویی گفت وگو با جانباز آزاده ایواز خداوردیان، از اقلیت های مذهبی (ارمنی) گفتگو کردند که متن این گفتگو را در ادامه می خوانید؛ *لطفاً در ابتدا، از خودتان بگویید؟ آزاده
پیغام فتح| قسمت آخر فعالیت جانباز پرستار به کرونا ختم شد/ نجات رزمنده ای که اکنون مدیر است
، زمانی که خیازان به ما لباس و گان دادند یاد ایثارگری ها و کمک زنان پشت خط جبهه افتادم... *شیوع کرونا یادآور خاطرات دوران جنگ شد وی خاطرنشان می کند؛ مسؤولیتم در بیمارستان پرستار سوپروایزر است، از این رو بالای سر همه بیماران حاضر می شوم، در اوایل شیوع کرونا چند روزی علائم این بیماری را داشتم و خیس عرق می شدم ، به یاد زخمی شدنم در جبهه افتادم گفتم آنجا استقامت کردم امروز هم به
خاطرات آیت الله فاضل لنکرانی از حضور در جبهه ها
نبود که ایشان به ما هم بگوید نروید یا بی تفاوت باشد. بنده هم در جبهه های غرب و هم در جبهه جنوب حضور پیدا کردم. در جبهه جنوب یک مرتبه موظف شدم طرف جزیره مجنون بروم. آنجا بچه ها برای جمع آوری اطلاعات می رفتند و گاهی اوقات بر می گشتند و گاهی بر نمی گشتند و برای ما صحنه های خیلی عجیبی بود. یکی از خاطرات عجیبی که من از جبهه غرب دارم، بچه های کرمانشاه و کرند در آن لشکر بودند و الآن اسمش یادم
ناگفته هایی از جانباز حمید بیات / 16 بار مُردم و زنده شدم...
این وادی نیست، می تواند برود ... . مجروحیت مغز و مخچه با اصابت خمپاره عملیات مطلع والفجر درگیری در منطقه گیلان غرب با رمز یا مهدی ادرکنی ساعت 12 و نیم شب 20 آذر سال 60 در خاک خودمان با نیروهای عراق آغاز شد، دشمن نیروهای پشتیبان ما را قلع و قمع کردند، در عملیات در حین حرکت به جلو دو نفر را دیدم، مانده بودم، به طرفشان بروم یا نه که صدای نفربری از دور آمد نمی دانستم که نفربر
کوچکترین شهید دفاع مقدس که داغ اسارتش را به دل بعثی ها گذاشت
/> رضا پناهی سندی بر رسوایی دشمن دون بود رضا، کوچکترین رزمنده جبهه بود و مشهدش نیز کوه های بازی دراز شد، همانجا که هم رزمانش از خاطرات زمزمه های شبانه اش با خدا می گفتند. یونس فتح باهری و طالبی که اهل کرمانشاه هستند، دو تن از همسنگرانش بودند که بعد ها در خاطراتشان گفتند: یک شب رضا در سنگر نبود و سراغش رفتیم، دیدیم دامنه کوه ایستاده و رو به آسمان زمزمه می کند، متوجه نشدیم چه می گوید
تلخ و شیرین های جانباز ضایعه نخاعی/بهترین دوران در منطقه رقم خورد
آن یک سال و نیم در بیمارستان پنج آذر بستری بودم. هم اکنون هم حس بنده استخوانی بوده و حس لامسه نیست. در اثر درمان و به دلیل اینکه یک سال بی حرکت بودم و نمی توانستم بنشینم دچار زخم های متعدد بستر شدم. جانباز نخاعی دردهای فراوانی دارد، اسپاسم شدید داشته و تمام بدنش بی حس است. * از خاطرات آن دوران بگویید. بهترین دوران در منطقه رقم می خورد و همه چیز با شوخی و
حسین یکتا: هدیه رهبری وظیفه ام را دو چندان کرد
بچه ها را به نمایش بگذارید تا حاصل کارشان دیده شود. حتی اخیراً هم فرمودند کاش شخصی مثل شهید آوینی با آن صدای گرم و نفس گرم روایتگری کارهای جهادی را می کرد. این نشان می دهد که الان روایت فتح ما روایت کارهای جهادی است. یعنی رزمنده دیروز الان باید جهادگر اجتماعی امروز باشد. رسیدگی به مردم، کمک های همدلانه، همدلی، محرومیت زدایی و توانمندسازی مردم گوشه و کنار شهرها و در حاشیه شهرها و روستاها؛ نمی خواهم از برخی گلایه و شکایت کنم که شما نکردید. ما وظیفه رزمندگی خودمان را می دانیم که کار جهادی را به نمایش بگذاریم. انتهای پیام/ ...
حاج خانوم از جبهه نامه داری ...
جدا و تقسیم بندی می کردند، پس از شماره بندی نامه ها به ترتیب آدرس، حوالی ساعت 10.5، نامه رسان ها با موتورهای خود توزیع نامه ها و بسته ها را آغاز می کردند و تا پاسی از شب از خدمت دست نمی کشیدند. توزیع نامه سر چهارراه! جعفر قناتی نیز از خاطرات نامه رسانی در دوران دفاع مقدس می گوید: ابتدا در تهران خدمت می کردم و فشار کاری به قدری زیاد بود که گاهی اوقات امکان اتمام کار در طول روز
جانباز افغانستانی: افتخار می کنم که جانباز جنگ ایرانم
مطیع امرش باشیم. اگر امروز نسل جدید این دیار مرا نمی شناسند مقصر نیستند. این وظیفه ی دولت و مسئولین بود و هست که امثال مرا برای آن ها معرفی کند. من در سال های حضورم در جبهه پیک بودم، مسئول اسکورت بودم، پاسبخش بودم و آرپی جی زن هم بودم. حالا هم افتخار می کنم که جانباز دفاع مقدس هستم، با این همه نباید نادیده گرفته شوم و فرزندان من که مادرشان هم ایرانی است دچار تبعیض شوند. منبع: محمدسرور رجایی؛ تسنیم
این مردان فداکار فراموش شدند!
مین و در میان عملیات ها8 سال دفاع مقدس باقی مانده اند گاهی هنوز نمی دانند جمگ تمام شده و در خیال خو هم رزمان خود را گرسنه و شنه در میان محاصره دشمن می بینند. این مردان فراموش شده هر روز و شب با موج انفجار و با صحنه های تکه تکه شدن رفقای بامرامشان زندگی می کنند و ما عاجز از درک دردشان هستیم این ها جانبازان اعصاب و روان هستند که تمام هستی و زندگی خود را فدای اسلام و ناموس وطن کردند گاهی سال
معلم و شاگردی که با هم راهی جبهه های جنگ شدند
/> این جانباز دفاع مقدس گفت: زمانی که معلم بودم، به اتفاق یکی از دانش آموزان 16 ساله لردگانی خود به منطقه کردستان رفتیم، در آن زمان من 22 سال سن داشتم و به عنوان فرمانده گروهان در منطقه شاخ شمیران و در عملیات والفجر حضور پیدا کردیم، شب 23 اسفندماه بود که عملیات شروع شد، من و شاگردم سالار مجروح شدیم، سحرگاه و به دلیل شرایط خاص نیروهای خودی باید سریع به عقب بر می گشتند، من و سالار مجبور شدیم دو نفره و
پارتی در جبهه برای این بود که بیشتر زحمت بکشی تا دینت را به کشورت و ملت ادا کنی / جایی که مَنیت نباشد ...
/> از سال دوم یک روز در سال عراقی ها حلیم می دادند و از طریق حلیم متوجه می شدیم که تاسوعا یا عاشورا حسینی است و عزاداری می کردیم، چند نفری از بچه ها دور از چشم عراقی ها تقویم درست می کردند به دقت تقویم های چاپی نبود ولی در عوض می دانستیم امروز چند شنبه است و از محرم و ماه ر مضان با خبر می شدیم. یکی از بچه ها در همان شب های محرم حالش خراب بود، اسرا پتو را برانکار می کردند و با پتو
این مرد، هم مدافع وطن است؛ هم مدافع حرم و هم مدافع سلامت/ با خواهرم نقشه فرار از خانه را کشیدم که به ...
پیغام فتح؛ ویژه نامه چهلمین سالگرد آغاز دفاع مقدس؛ عطیه اکبری: وقتی 15 ساله بود با جعل شناسنامه خودش را به جبهه رساند و شد رزمنده و در مقابل بعثی های عراقی سینه سپر کرد. سال ها بعد شانه به شانه عراقی ها برای دفاع از حرم در برابر نیروهای تکفیری جنگید، در کسوت بهدار رزمی، ناجی سربازان عراقی و سوری شد و تعبیر زیبایی از این دو حضور دارد. فصل سوم جهاد علی عنابستانی اما با کرونا گره خورد. داوطلبانه و
رشادت های مدافعان سلامت از دفاع مقدس تا دفاع از حرم
پادگان ها بردیم. فرمانده پادگان که انسان خوبی هم بود به ما گفت: بنی صدر دستور داده به این جوان ها آموزش نظامی ندهیم ولیکن نیروهای رده پایین ارتش به اصطلاح بدنه به صورت مخفیانه به بچه های ما آموزش نظامی می دادند. وقتی عملیات های اصلی ما مثل بیت المقدس و فتح المبین آغاز شد پزشکان ارتش و سپاه در کنار یکدیگر در جبهه حاضر شدند و بدنه به کار گرفته شد. وقتی سیستم اداره جنگ دست بچه های انقلابی افتاد و
چگونه یک افسر عراقی جان اسیر ایرانی را نجات داد؟
وی که به مناسبت هفته دفاع مقدس در ایرنا کرمانشاه حاضر شده بود، در باره حضورش در جبهه های جنگ تحمیلی گفت: 2 ماه پس از آغاز جنگ برای حضور در جبهه های جنگ راهی خدمت سربازی شدم و در عملیات هایی همچون الله اکبر، فتح المبین و آزادسازی خرمشهر شرکت کردم. این آزاده در اواخر دوره خدمت 2 ساله سربازی خود و در نخستین عملیات رمضان به اسارت نیروهای عراقی درآمد. ساجدی در رابطه با لحظه
2 کتاب جدید از فداکاری کرمانشاهی ها؛ از دفاع مقدس تا خاکریزهای حلب
ساکنان غرب استان وقتی که از خانه و کاشانه خود آواره شدند، میهمان سایر هم استانی ها یا در بیغوله ها ساکن شدند تا امنیت بار دیگر به ایران برگردد. همتی عنوان کرد: مادری که بچه اش تب کند با اینکه می داند روز بعد خوب می شود اما از نگرانی و اضطراب تا صبح خواب به چشمش نمی رود؛ همسران و مادران شهدا اما سه میلیون ایثارگر را راهی جبهه ها کردند که 230 هزار نفر از آنها شهید شد و استخوان هایشان برگشت
جنگ خانمان سوز است و مخالف آن هستم/ اکثر جراحت رزمندگان برخورد ترکش بود/ خاطره ای جالب ولی نادر
دادیم که در هر صورت نجات پیدا کنند. مسئولیت نجات و کمک به رزمندگان با ما بود. برای جمع آوری شهدا و تدفین آن ها ارگانهای دیگری وجود داشت. ما جز ناو تیپ امیرالمومنین بودیم. بغل دست ما تیپ بچه های اصفهان بود. شب عید که ساعت 1 شب سال تحویل شد. صیح زود آقای حسینی مهری امام جمعه وقت برازجان به آنجا آمد و به ما یک لباس به عنوان عیدی هدیه داد. شب عید متفاوتی که در کنار خانواده نبودم. از جنگ نمی
قادری: در مناطق جنگی ورزش می کردم/ زمان جنگ به رزمندگان، ورزش های رزمی آموزش می دادم
مربی بودم و بعد مربی شدم و در باشگاهی، به رزمندگان ورزش های رزمی آموزش می دادم. زمانی که نمی توانستم در جبهه حضور داشته باشم سعی می کردم با چنین کمک هایی همراه رزمندگان باشم. در آن زمان کونگ فو قاونی نبود و با تلاش هایی که کردیم و نامه هایی که به نمایندگان مجلس دادیم، این موضوع در کمیسیون ورزشی مطرح شد که بعد از سال 60 کونگ فو به همراه چند ورزش دیگر در کشورمان آزاد شد. در آن زمان ورزش کونگ فو برای مدال آوری نبود و بچه ها فقط برای تقویت خودشان این ورزش را انجام می دادند. با حضور بعضی از دوستان قوانینی را برای این رشته تدوین کردیم تا بتوانیم مسابقاتش را برگزار کنیم. انتهای پیام/ ...
خاطرات منتشر نشده فرمانده قرارگاه کربلا پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد
. تا نزدیک ظهر دشمن سازمانش به هم ریخت و به لطف خدا بچه ها توانستند خاکریز را تا نخلستان ها و روبروی پتروشیمی عراق در آن طرف اروند بزنند. آقای دوکوهکی و یک سری بچه های خوب جهاد فارس و جزیره خارک فکر کنم آقای مغبونی نژاد و دوستان دیگر بغل جاده خرمشهر به شلمچه در روز روشن با گلوله های سبک دشمن مجروح شدند و به عقب منتقل شدند. الحمداالله ظهرخاکریز تمام شد. در ساعت های 8 تا 9 دشمن مطمئن شد که
راز بی قراری سردار سلیمانی در فراق حاج احمد کاظمی
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا ، حجت الاسلام بهزاد زارع رییس دفتر دکتر زاکانی نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی ظهر امروز با حضور در ساختمان خبرگزاری رسا به بیان خاطرات دفاع مقدس پرداخت و با گرامیداشت هفته دفاع مقدس، ذکر و یاد شهدا را احیا کننده دل ها دانست و گفت: دشمن در همه ابعاد همه توان خودش برای تحریف واقعیات به کار گرفته است. جانباز دفاع مقدس با اشاره به
مادران شهدا با صبر در شهادت عزیزانشان توانستند مبلغ مکتب حضرت زینب (س)باشند
رزمنده تازه و ناشنیده است، آنان مادران، خواهران و همسران شهید و یا زنانی رزمنده، جانباز، امدادگر، عکاس و یا ایثارگر هستند که بیان خاطرات آنان در غنی سازی ادبیات دفاع مقدس تأثیرگذار است که سبب می شود گفتمان ایثار در جامعه غنی تر شود. علیلو خاطرنشان کرد: زنانی که در همان عالم احساس و زنانگی، قهرمان و شهید شدند، با دستان خالی جنگیدند و مجروح شدند و یا مدال پرافتخار حماسه آفرینی و جنگاوری را
رئیس دانشکده الهیات دانشگاه قم: نباید به دشمن اجازه تحریف واقعیت ها و حقایق دفاع مقدس را داد
حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید رضا مؤدب در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری حوزه ، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدا، ایثارگران و جانبازان هشت سال دفاع مقدس اظهار داشت: هر چه از دوران دفاع مقدس می گذرد، بیشتر احساس می کنیم که آن دوران چه دوران طلایی بوده و همان طور که بسیاری از رزمندگان نیز گفته اند جبهه، قطعه ای از بهشت بوده است و امروز وظیفه ماست که میراث و دستاوردهای دفاع مقدس را حفظ کرده و به نسل های
جوانان امروز همان جوانان انقلاب و جنگ تحمیلی هستند/ مسئولین برای حفظ نظام و رفع مشکلات مردم تلاش کنند
/> جانباز هشت سال دفاع مقدس گفت:دشمن همه شهر را مین گذاری کرده بود که بعد از استقرار نیرو ها در مقر خود یک شب سردار شادمانی ساعت دوازده شب به مقر ما آمدند و از من خواست که محوری که بعدها شهید مظاهری نام گذاری شد برویم هیچ شناختی از منطقه نداشتم و فقط سردار شادمانی به بنده گفت که از همه طرف دشمن ما را زیر نظر دارد و باید تا صبح از محل محافظت کنیم و نگذاریم که دشمن حمله کند. وی ادامه: پس از
سه پیشنهاد از روایت حضور بانوان در جنگ تحمیلی/حماسه زنان ایرانی
تواند ذهن و فکر ما را کمی بیشتر با گوشه ای از فعالیت هایشان در دوران دفاع مقدس آشنا کند معرفی می کنیم. پیشنهاد اول کتاب من زنده ام نویسنده: معصومه آباد ناشر: انتشارات بروج هنوز جمله ام را تمام نکرده بودم که ناگهان خودروی ما با صدای انفجار مهیبی متوقف شد و همان سربازهای وظیفه شناس! با سرعت به سمت خودروی ما خیز برداشتند. با بهت و حیرت به آن ها خیره
"تا ابد با تو می مانم"؛ روایتی از رشادت شیرزنان در دفاع مقدس
/> ماندند تا روحیه دفاع و رزمی همسرانشان بیش از بیش تشدید شود. آنان در سال های دفاع مقدس به جهانیان ثابت کردند حاضرند در راه آرمان و عقیده خویش، از عواطف، احساسات و دلبستگی ها چشم بپوشند و با پیروی از مکتب عاشورا و پیام رسان آن زینب کبری (س) حماسه های فراموش نشدنی بیافرینند. کتاب تا ابد با تو می مانم خاطرات مریم مقدس، همسر سردار جانباز اکبر نجاتی به قلم مریم عرفانیان توسط
اگر الان هم جنگ شود خواهم رفت
عمل که پیش بیاید جوانها خودشان را نشان خواهند داد ان شاءالله . ** * از خاطرات سالهای جنگتان بفرمائید . یادم هست فردای عملیاتی تاکتیکی که عقب نشینی می کردیم ، حاجی اسدی فرمانده سرافراز لشگرمان آخرین فردی بود که عقب آمد. اول همه را عقب فرستاد و بعد خودش آمد. عراقی ها خیلی نزدیک شده بودند و من نگران شدم که نکند اسیر شویم . فردای روزعملیات بیت المقدس 7 و گرمای تابستان
والفجر 8 بزرگترین، موفق ترین و پر دستاوردترین عملیات در طول 8 سال دفاع مقدس بود/آن زمان سختی ها و ...
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی خانه پرستار به نقل از روزنانه ایران ، محمد شریفی مقدم رزمنده،دانشجو،پرستار وعضو تیم اظطراری امداد ودرمان در 8 سال دفاع مقدس طی یاداشتی نقش تیم اظطراری امداد ودرمان را در جنگ با بخشی از خاطرات حضورش را ترسیم می نماید: خاطرات من به عنوان پرستار از دوران دفاع مقدس به دو بخش تقسیم می شود. بخش اول زمانی که به عنوان سرباز وظیفه عازم جبهه شدم و بخش دوم به عنوان دانشجوی
جانبازی که هنوز در جبهه می جنگد+عکس
فرمانده جانباز شهید سید جمال طباطبایی، دومین تألیفی ام است. کتاب سومم با عنوان کُفِیشه شهریور 1395 چاپ شد. کتاب راز نهان فروردین 1396 توسط انتشارات ستارگان درخشان به زیور چاپ آراسته شد؛ این کتاب خاطرات 6 نفر از جانبازان و آزادگان استان اصفهان را روایت می کند. کتاب خودنوشت سهم من از عاشقی توسط انتشارات سوره مهر چاپ شده و به شرح خاطرات دوران کودکی، تحصیل، کار، اتفاقات جبهه و شب عملیات