سایر منابع:
سایر خبرها
نقد ترجمه قرآن بهاءالدین خرمشاهی در جدیدترین شماره از نشریه آینه پژوهش
است که تاریخ دقیق وفات او مشخص نیست، مسلم آن است که وی در نیمه قرن نهم درگذشته است، و صاحب آثار مختلفی مانند ظفرنامه است. این نوشته در پی پاسخ به این سوال است که: شارح در شرح قصیده از چه روش و شیوه هایی بهره برده است؟ شرح یزدی به زبان فارسی است و با مقدماتی تحت عنوان تنبیهات (بیست تنبیه) در جایگاه پیامبر اکرم (ص) و مراتب عرفانی و جایگاه ایشان در جهان هستی است. شرح در سه سطح است، سطح واژه تحت عنوان
امضای تفاهم نامه همکاری مابین پژوهشگاه نیرو و شتابدهنده آی تک
به گزارش اخبار پولی مالی ،در حاشیه برگزاری جشنواره پژوهش و فناوری صنعت آب و برق، با حضور اولیاء معاون تحقیقات و منابع انسانی وزارت نیرو پژوهشگاه نیرو تفاهم نامه همکاری با شرکت دانش بنیان آی تک مبادله کرد. با توجه به اینکه پژوهشگاه نیرو به عنوان متولی مدیریت پژوهش و فناوری در صنعت برق کشور؛ وظیفه مدیریت و نظارت بر انجام تحقیقات صنعت برق، ایجاد بستر مناسب جهت اکتساب و توسعه فناوری های
اجرای داستان رستم و سهراب به شیوه مدرن!
، کرگدن و نمایشنامه های دیگر بار ها و بار ها به شیوه های مختلف به اجرا می روند. عباسی ادامه داد:داستان های شاهنامه و دیگر داستان های ایرانی که بسیار هم دراماتیک هستند با روش های مدرن اجرا نمی روند. ما نویسنده های خوبی در کشور داریم که نمایشنامه می نویسند و آن را کارگردانی می کنند و کار های خوب و پرفروشی هم خواهند داشت. من برای نوشتن نمایشنامه سوگ جامه چهار سال پژوهش و نگارش انجام دادم به
شناسایی 2 هزارو 159 شهید هنرمند در شاهدان شیدایی
سرویس فرهنگ و هنر جوان آنلاین: به گزارش جوان مهدی چمران در آیین پاسداشت خانواده شهدای هنرمند موسوم به شاهدان شیدایی با بیان این مطلب گفت: در متن سوگنامه حضرت امام (ره) درباره شهید چمران این جمله قید شده که شهادت هنر مردان خداست. وی افزود: زمانی که شهید چمران در اهواز زخمی شده بود، حضرت آقا به اتاق شهید چمران تشریف آوردند در حالی که کتاب تاریخ هنر در دستانشان بود. دکتر چمران از ایشان
بررسی آرای قضایی توسط گروهی از پژوهشگران/ نگاه تحولی به پژوهشگاه با استفاده از ظرفیت نخبگان جوان/ سایت ...
سال 91 در قوه قضاییه تاسیس شده و اساسنامه آن به امضای ریاست قوه قضاییه رسیده است؛ این پژوهشگاه 6 پژوهشکده دارد که شامل پژوهشکده های حقوق خصوصی، حقوق جزا و جرم شناسی، حقوق عمومی و بین المللی، مطالعات پایه، آمار و فناوری اطلاعات و استخراج آرا و انتشار رویه قضایی است. وی ادامه داد: در پژوهشکده استخراج آرا و رویه قضایی یکی از مهمترین کار های پژوهشگاه انتشار عمومی آرا قضایی در بستر فضای مجازی
خالی کردن دل ملت انصاف نیست
می تواند در سطح جهان گفته شود. او یک بعد کار پژوهشگران دفاع مقدس را در جنبه تاریخی و بعد دیگر آن علمی دانست که علوم مختلف در آن وجود دارد و باید استخراج شود و بیان کرد: کشف ابعاد و ناگفته ها از داخل دفاع مقدس بسیار مهم است، تمام رزمندگان جوان محور مقاومت بهره های زیادی از پژوهش های دفاع مقدس برده اند و تمام مدافعان حرم خمیرشان از قالب دفاع مقدس قالب گیری شده است. نقدی با
دفاع مقدس ابعاد کشف نشده بسیاری دارد
والازاده می تواند در سطح جهان جای داشته باشد. سردار نقدی یادآور شد: یک بعد کار پژوهشگران دفاع مقدس جنبه تاریخی و بعد دیگر آن علمی است و علوم مختلف در آن وجود دارد که باید استخراج شود. وی با بیان اینکه کشف ابعاد و ناگفته ها از داخل دفاع مقدس بسیار مهم است، گفت: تمام رزمندگان جوان محور مقاومت بهره های زیادی از پژوهش های دفاع مقدس برده اند و تمام مدافعان حرم خمیرشان از قالب دفاع
جایگزین جدید عادل و مزدک میرزایی + عکس
فردوسی پور و محسن یگانه! اما در اینستاگرام این گزارش گر جوان چه خبر است؟ همان طور که گفتیم اغلب پست های او به حضورش در مسابقه آقای گزارش گر مربوط است. آن طور که معلوم است اهل مطالعه حتی در زمینه کار حرفه ای خودش نیست؛ فقط یک عکس از او که کتابی به دست دارد می بینیم با نوشته ای سطحی و کپی شده درباره کتابخوانی. از هنرها، فقط از موسیقی در صفحه اش خبری هست و آن هم فقط از محسن یگانه خواننده
سینماحقیقت سیزدهم در ایستگاه پایانی
/> در این بخش محسن اسلام زاده برای جسارت ساخت مستند در افقانستان تقدیر شد. از عصمت احمدیان به عنوان شخصیت اول مستند بانو هم تقدیر شد. عصمت احمدیان در این بخش گفت: مستندسازان و فیلم سازان باید به جوانان امید دهند، کاری کنید که جوان ها پای فیلم های شما بنشینند. نشان فیروزه بهترین فیلم مستند برای گلوله باران در ادامه مراسم تندیس ویژه دبیر جشنواره به فرزاد
عملکرد موفق دانشگاه آزاد اسلامی در بصیرت افزایی دانشجویان
ها و مراکز علمی آن کشور است که دانشگاه آزاد اسلامی با توجه به ساختار تحصیلی از پیش دبستانی تا تحصیلات تکمیلی نقش بسیار مهم تربیتی در ارتقا و پیشرفت ایران اسلامی دارد. وی با اشاره به میزان قابل توجه فارغ التحصیلان کشور از دانشگاه آزاد اسلامی گفت: براساس سند گام دوم انقلاب اسلامی، توجه ویژه به جوانان و ایجاد بستر مناسب برای رشد آنان، راهبرد اصلی در دانشگاه آزاد اسلامی است که دانشگاه آزاد
چرا جشنواره "سینما حقیقت" کارکردی مهم تر از "فجر" دارد؟
به گزارش خبرنگار ایمنا ، "حقیقت بهترین راهنماست" این جمله امام علی (ع) از سال 1386 سرلوحه یک جشنواره سینمایی در کشور شده است. جشنواره ای که نه به آب و رنگ و تخیل و خیال، بلکه به حقیقت و پژوهش می نگرد. داستان های تلخ اینجا فرضی نیستند و این قهرمانان زنده اند که با مخاطب سخن می گویند و آن ها را به دل قصه می برند. "جشنواره سینما حقیقت" تبدیل به محلی برای اهل فن سینما شده تا هنر خود را در
استقرار دبیرخانه دائمی جشنواره ابوذر در فرهنگسرای رسانه / پیشنهاد راه اندازی صندوق اصحاب رسانه
سرد مبدل کرده است. جشنواره ابوذر بستر تولیدات فاخر رسانه ای مدیرکل صدا و سیمای خراسان رضوی برگزاری جشنواره ابوذر را بستری برای دیده شدن و تشویق هنرمندان فعال در حوزه انقلاب، به اشتراک گذاشتن تجربیات موفق، هم افزایی و تعامل بیش از پیش بین هنرمندان متعهد، معرفی آثار فاخر رسانه ای و به نوعی جریان سازی و مهندسی پیام در راستای هنر ارزشی و انقلابی دانست. محسن نصرپور ادامه
جایزه بهترین فیلم مستند جشنواره از آن گلوله باران شد
نظری تهیه کننده این اثر به نمایندگی از وی این لوح را دریافت کرد. همچنین در این بخش از محسن اسلام زاده کارگردان فیلم مستند زندگی میان پرچم های جنگی هم بابت ریسک پذیری در ساخت فیلم مستند تقدیر به عمل آمد. مرتضی پایه شناس پس از دریافت جایزه بهترین تدوین گفت: من یادم نمی آید در هیچ اختتامیه ای حرف زده باشم، اما الان فکر کنم جبران کنم، اول اینکه من فکر می کنم اکثر کسانی که در سالن
واقعیت هایی پیرامون نقش دوگانه تئاتر در جامعه
. درام نویسی در ایران، طی دههٔ 70 ، به یمن وجود نسل های هنوز متعهد و متأثر از نسل های پیش از انقلاب، دوران درخشان و قابل تأملی را سپری کرد. دههٔ 70 را می توان دههٔ نوآوری و نوجویی جسورانه نسلی توصیف کرد که با تمام وجود می کوشید از طریق آزمون وخطا، ادامه دهندهٔ مسئولانهٔ بهترین و درخشان ترین تجربه های نسل های پیش از خود باشد. روند تجربه گرایی تئاتر این دهه، مسبب چنان انگیزشی در
10 پروژه پژوهشی برتر واحدهای دانشگاه آزاد در یک نگاه
از پژوهش های صورت گرفته که در طول این هفته رونمایی شده، تکنولوژی عبور صوت از بدن است که یکی از پژوهشگران جوان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اقلید برای نخستین بار به آن دست پیدا کرده است. جمشید غفاری، پژوهشگر و مخترع این دستگاه درباره انگیزه خود از طراحی و ساخت دستگاهی الکترونیکی که تکنولوژی عبور صوت از بدن است و برای نخستین بار در جهان صورت گرفته، گفت: این دستگاه مبتنی بر علم بوده و شرایط دانش بنیان
اجماع دانشگاهیان درباره زیانبار بودن "طرح انتقال آب خزر"
دانشگاه علوم کشاورزی ومنابع طبیعی گرگان به مناسبت هفته پژوهش وفناوری، برنامه ای را با عنوان "نشست تخصصی انتقال آب دریای خزر به سمنان؛ فرصت یا تهدید؟" در تاریخ چهارشنبه بیستم آذر ماه در سالن اندیشه دانشگاه برگزار کرد. در این نشست تخصصی، "طرح شیرین سازی وانتقال آب دریای خزر به سمنان" مورد نقد وبررسی علمی قرار گرفت. حاصل این نشست، اجماع دانشگاهیان بر این موضوع بود که این طرح، علاوه بر زیان های محیط زیستی فراوان و متعدد، دارای صرفه اقتصادی و اجتماعی نیز نیست؛ اما شرکت مشاور تمام تلاش خود را برای توجیه و دیگرگونه جلوه دادن آن و اخذ موافقت با آن، به کار برده است. ...
خلیج فارس زیر نظر پهپاد چند منظوره سپاه + تصاویر
. با ایده طراحی و ساخت تلاش، پس از مدتی خانواده پهپاد مهاجر ساخته شد که این روزها به پرنده ای استراتژیک برای نیروهای مسلح تبدیل شده، اما این پایان ماجرا نبود، جوانان ایران اسلامی چنان در زمینه پهپادی ورود پیدا کردند که بعد از 4 دهه امروز نه تنها به قدرت پهپادی جهان تبدیل شدند بلکه با تجهیزات پیشرفته خود در جنگ الکترونیک انواع پهپادهای دشمن را هم به دام انداختند. گواه این موضوع
متولد یلدا در کربلای 5 آسمانی شد
سرویس ایثار و مقاومت جوان آنلاین: محمدعلی در شب یلدای سال 1343 به دنیا آمد. کودکی اش را در کوچه پس کوچه های امیرآباد سمنان سپری کرد و از فعالان انقلاب بود. با آغاز جنگ تحمیلی بر خود واجب دانست تا در میدان جهاد هم سهمی داشته باشد. برای آشنایی با سیره زندگی این شهید با عبدالعلی مشهد برادر شهید محمدعلی مشهد به گفتگو نشسته ایم که از منظرتان می گذرد. برای شروع از خانواده ای بگویید که شهید
دلم می خواهد 23 نفر را دانش آموزان ببینند/ 95 درصد فیلم، واقعیت اردوگاه های بعثی است
نوشته سید احمد یوسف زاده است که در اردوگاه های بعث می گذرد و روایتگر خاطراتی از دوران اسارت نوجوانانی است که ماجرایشان در همان دوره نیز پرسر و صدا بود. فیلم البته گوشه ای از آن خاطرات را روی پرده برده اما اینکه میزان اقتباس و تصویرسازی آن از خود کتاب چقدر است را احمد یوسف زاده در گفتگو با گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری آنا، بسیار و واقعی دانست. این نویسنده از جزئیات دیگر ماجرا نیز گفت که متن این گفتگو
رونمایی از 20 کتاب دفاع مقدس
علی اصغر محسن شیخی مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان تهران و جمعی از پژوهشگران و مسوولین کشوری و لشکری در این مراسم حضور داشتند. سردار غلامرضا علاماتی رئیس مرکز اسناد و مدارک دفاع مقدس در ابتدای این مراسم ضمن تبریک هفته پژوهش اظهار داشت: یکی از وظایف کلیدی ما در مرکز اسناد، جمع آوری اسناد و مدارک و خاطرات رزمندگان در سازمان های کشوری و لشکری است تا موضوع حفظ و صیانت از ارزش
مهدی رهبر یکی از پرکارترین و سلیم النفس ترین باستان شناسان ایران است
، ولی به استثنا چند مورد تمام فعالیت هایش را به دوره تاریخی اختصاص داد و امروزه از صاحب نظران دوران اشکانی و ساسانی ایران به شمار می آید. رهبر از معددود باستان شناسانی است که از دانشجویان در فعالیت های میدانی اش بهره برد و به بسیاری از آن ها کار میدانی آموخت. روح الله شیرازی، رئیس پژوهشکده باستان شناسی نیز در نشست تخصصی پژوهشکده باستان شناسی که به مناسبت هفته پژوهش برگزار شد به اقدامات
اخلاق، فصل نخست اصلاح منتشر شد
بزرگ اسلامی. فصل پنجم نیز به بررسی نسبت اخلاق با اقتصاد و نظام صنفی اختصاص دارد که در آن گفتگوهایی با دکتر محسن رنانی، استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان، دکتر بخشعلی قنبری، متخصص اخلاق حرفه ای، دکتر محمود عباسی، رئیس پیشین مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی و دکتر حسین راغفر، استاد نهادگرای اقتصاد انجام شده است. *** دکتر سیدحسن اسلامی اردکانی در مقدمه خود بر این کتاب می نویسد
خود دانشگاه ها باید پژوهش محور بشوند؛ پژوهشگاه درست کنند، پژوهشکده درست کنند
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR رهبر معظم انقلاب 20 آذرماه سال 1394در دیدار رؤسای دانشگاه ها، پژوهشگاه ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری بیاناتی فرمودند که به مناسبت هفته پژوهش بازخوانی می شود. بسم الله الرّحمن الرّحیم (1) الحمدلله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین. خیلی خوش آمدید برادران و خواهران عزیز! جلسه ی علم و
لاریجانی رفتار مستبدانه دارد/ ماجرای پیشنهاد بنزین 10 هزار تومانی و یارانه 240 هزار تومانی
؟ مگر آقای احمدی نژاد قیمت بنزین را افزایش نداد؟ مگر قیمت آرد را به قیمت آزاد نرساند؟ چقدر به مردم سوبسید داد؟ اتفاقا با این کار کیفیت نان افزایش پیدا کرد و وضع نانوایی ها هم خوب شد. من سال گذشته بر اصلاح قیمت بنزین و توانمندسازی مردم تأکید کردم. من آن قدر این واژه توانمندسازی را به کار برده ام که وقتی آن را تکرار می کنم حس خاصی پیدا می کنم! آقا اخیرا فرمودند که ما 20 سال دیگر کمبود جوان
برندگان سیمرغ بهترین فیلم جشنواره فجر از ابتدا تا کنون +تصاویر
بازیگران فیلم جرم بودند. 30- پس از چندین دوره جشنواره فیلم فجر سی ام در بخش بهترین فیلم برنده ای را اعلام نکرد. دهه چهارم جشنواره فجر؛ فیلم سازان جوان وارد می شوند 31- فیلم استرداد اثر علی غفاری با نویسندگی علیرضا طالب زاده و تهیه کنندگی محسن علی اکبری ساخته سال 1390 است که در همین سال و در دوره سی و یکم جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سیمرغ بهترین فیلم شد.
در سراب غرب آبی یافت نمی شود
ناکامی باید به این نکته اشاره کرد که به رغم همه این افزایش نیرو و امکانات، جمهوری اسلامی ایران سیاست های دفاعی و منطقه ای خود را در طول سه دهه اخیر همواره ادامه داده است. امروزه توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران به حدی از پیشرفت رسیده که با تکیه بر لبه فناوری می تواند محصولاتی را طراحی و بهره برداری نماید که با محصولات پیشرفته شرقی و غربی برابری می کند. مجله امریکایی نیوزویک نیز در گزارشی در همین باره
مقابله با آسیب های اجتماعی در دستور کار 220 گروه جهادی بانوان خراسان شمالی
سرویس ایران جوان آنلاین: جهاد خدمت در خراسان شمالی مثل تمام نقاط ایران زمان و مکان ندارد و هر جا که صدای محروم و نیازمندی بلند شود، گروه های جهادی برای خدمات رسانی اعلام آمادگی کرده و در کمترین زمان ممکن به یاری هموطنان می شتابند. اما این استان یک ویژگی خاص دارد و آن هم فعالیت 220 گروه جهادی بانوان است که خود را برای مقابله با آسیب های اجتماعی در حوزه زنان آماده کرده و به ارائه خدمت می پردازند
تجربه تلخ برجام در ژاپن تکرار نشود/ سوت ها برای که به صدا در می آید؟!
کارهای کارستان در متن انقلاب اسلامی کرد. غرب زاگرس؛ بهشت فرصت های توسعه رضا اردکانیان در ایران نوشت: پویش #هر_هفته_الف_ب_ایران فرصتی مغتنم فراهم ساخته تا برای افتتاح طرح هایی که آماده بهره برداری شده اند به استان های مختلف سفر کنم. طرح هایی که ایرانیان امیدوار و سختکوش در هر شرایطی، در سخت ترین روزهای تحریم و مخاصمه های خارجی بر ساخت و آماده سازی آنها همت گمارده اند.
مهران زند؛ قهرمان معلولی که می خواهد کلیه اش را بفروشد
روزنامه شهروند – محمد باقرزاده: هنوز 6 سالش تمام نشده بود که روزگار از او تصمیم گیری دشواری می خواست؛ مهران زند لشنی سال 76 باید تصمیم می گرفت که برای ادامه زندگی خانواده پدر یا مادرش را انتخاب کند و او پیش از این با مادربزرگش یعنی مادرِ پدرش انس گرفته بود. مهران پس از جدایی پدر [...] روزنامه شهروند – محمد باقرزاده: هنوز 6 سالش تمام نشده بود که روزگار از او تصمیم گیری دشواری می خواست؛ مهران زند لشنی سال 76 باید تصمیم می گرفت که برای ادامه زندگی خانواده پدر یا مادرش را انتخاب کند و او پیش از این با مادربزرگش یعنی مادرِ پدرش انس گرفته بود. مهران پس از جدایی پدر و مادر دیگر آن کودک شاد نبود و بازی هایش از کوچه های دورود در استان لرستان به کنج خانه و همزبانی با مادربزرگی قصه گو و دلسوز کشیده شد. دوری از پدر و مادر، اما پایان تراژدی زندگی کودکی با آرزو های بزرگ نبود و روزگار برای مهران بازی های دیگری هم در چنته داشت. هر چه زمان می گذشت نرمی استخوان مهران هم بیشتر خودنمایی می کرد، اما او مصمم به زندگی و پر از امید و آرزو بود تا نوبت به آن صبح حادثه ساز رسید؛ در آن روز مهران پانزده ساله شال و کلاه کرده بود که به دیدن مادرش برود، اما خودرویی از پشت او را چنان نقش زمین کرد که پس از 13 سال هنوز برخاستن برای او دشوار است. بازی روزگار و خطای پزشکان هر دو پای مهران را به یغما برد و حالا چند سالی است که از آن کودک شاد و پرامید، جسمی ناقص و روحی پر از درد و دل نگرانی به جای گذاشته است. مهران زند لشنی در همه این سال ها در سر سودای ایستادگی و مبارزه داشت و پس از خداحافظی از نیم تنه پایین بدنش، بر فشار های روحی و جسمی مسلط شد. او این بار پرامیدتر از گذشته روی دو دست خود بلند شد و به والیبال نشسته روی آورد. چند بار روی سکوی قهرمانی ایستاد و درست در روز هایی که گمان می کرد امید و روشنی به زندگی اش رسیده است، مشکلات تازه سربرآوردند. مهران در 28 سال گذشته هر چه در توان داشت برای زندگی گذاشت، اما روزگار چندان روی خوشی به او نشان نداد؛ بدعهدی مسئولان و بی توجهی دوستان حالا مهران را به جایی رسانده است که می خواهد کلیه اش را بفروشد و همین چند روز پیش هم برگه اهدای کلیه را پر کرده است. با کِرمی که گوشت بدنم را می خورد، درد دل کردم 27 سال از نام گذاری سوم دسامبر، 12 آذر، به نام معلولان در سازمان ملل متحد و با هدف توجه به مشکلات این گروه از جامعه و آماده سازی زمینه رشد آن ها می گذرد، اما همچنان میلیون ها معلول در ایران و در بسیاری از کشور های دنیا برای ابتدایی ترین نیاز های خود تلاش می کنند. مهران یکی از همین افراد است که سال هاست در آرزوی یک خبر خوش شب و روز را به سختی پشت سرمی گذراند. او تک فرزند خانواده ای است که خیلی زود از هم پاشید و پدر و مادر هر کدام زندگی تازه ای را برای خود برگزیدند. دلتنگی مهران، اما هیچ وقت رهایش نکرد و پس از جدایی پدر و مادر، همواره دلش برای هر دو آن ها تنگ می شد هر چند حالا می داند که زندگی کاری با دلش ندارد: پدرم گاهی اوقات به من سر می زد، اما خودش ازدواج کرده بود و همسرش راضی نبود که من پیش آن ها زندگی کنم و مادرم هم همین شرایط را داشت. دلتنگی من یک چیز بود و واقعیت زندگی چیز دیگر. او، اما همه این روز ها را گذراند تا به پانزده سالگی رسید: 15 سالم بودم که تصادف کردم. صبح زود بیدار شدم که بروم مادرم را ببینم؛ ماشین از پشت به من زد، زمین خوردم و جفت پاهایم شکست، اعزامم کردند به تهران و بیمارستان شفا یحیائیان میدان بهارستان. همان روز سریع من را اعزام کردند. پس از آن روز و با آغاز دشواری های تازه، سختی های گذشته و دلتنگی های کودکی برای مهران تبدیل به روز های خوب زندگی شد: بیمه نبودم، وضع مالی خوبی نداشتم، پدر و مادرم سختی های خودشان را داشتند. سختی زندگی تازه شروع شده بود، ولی همه کمک کردند و به تهران اعزام شدم. گفتند باید پلاتین بگذاریم. برگه رضایت را امضا کرد و پلاتین ها هم به بدن نحیفش اضافه شد، اما درد و دل شوره مهران کم نشد: پلاتین خوب در بدنم جا نگرفته بود. باعث شد که پاهایم بی حرکت بماند و زخم بستر بگیرم. بعد از سه چهار سال فهمیدیم که این درد ها و مشکلات به پلاتین برمی گردد. او پس از عمل، سال های زیادی را روی تخت گذراند، پاهایش سیاه شده بود و نمی توانست قدمی بردارد و همین باعث شد زخم بستر بگیرد: شنیدن این دوران دل می خواهد، آن قدر تلخ و آن قدر سیاه است که هر کسی نمی تواند گوش کند. در همین حد که یک روز به پشت پایم دست زدم و دیدم کرم ها مشغولند. یکی را به دست گرفتم و با هم حرف زدیم. درد دل کردم، بعد هم سرجایش گذاشتم و گفتم بخور این روزی تو است. روز وداع با نیمی از بدن مهران هفت سال را روی تخت گذراند و در همه این سال ها هم مادربزرگش همراه و همدرد او بود: هفت سال آرزو داشتم برف را لمس کنم، باران را لمس کنم و بوی خوش بهار را بچشم، اما همه این تغییرات را فقط از شیشه پنجره می دیدم. سال 92، نوبت به روز دشوار و تصمیمی سرنوشت ساز رسید. مهران انتخاب کرده بود که با پا ها و نیمی از بدنش وداع کند: پاهایم سیاه شده بود و خودم رضایت دادم که قطع شوند. هفت سال روی تخت بودم؛ هفت سال که لحظه لحظه اش سخت و تلخ بود. خانواده می گفتند مهران را بگذارید کهریزک. من همه این ها را می شنیدم و ذره ذره آب می شدم و خجالت می کشیدم که چرا سرنوشت مهران باید این باشد؟ چرا یک اشتباه باید من را به اینجا برساند. اما مادربزرگم لحظه ای تنهایم نگذاشت. مهران تصمیمش را گرفته بود، اما پزشکان نظر دیگری داشتند: می گفتند اگر پاهایت قطع شود خونریزی شدید باعث مرگت می شود، چون زخم بستر هم داری و این خون اگر به بالا و قلب برسد حتما می میری، پزشکان متخصص زیادی به من می گفتند و به همین دلیل این پروسه هفت سال طول کشید و خانواده ام هم راضی نمی شدند. می گفتند همین جوری نفس بکشی هم خوب است، چون معلوم نیست بعد عمل زنده بمانی. جوان بیست ودو ساله آن روز، از هفت سال نفس کشیدن سخت روی یک تخت و زل زدن به سقف خسته شده بود: در نهایت خودم رضایت دادم که پاهایم قطع شود. زمانی که می خواستم بی هوش شوم برای قطع پا، آیت الکرسی را با خود برده بودم اتاق عمل. هیچ کس نبود و فقط من بودم و خدای خودم. فکر می کردم شاید دیگر دنیای من تمام شده باشد، اما زندگی راه و رسم خودش را دارد. باید بدون پا برمی خاستم مهران از آن عمل سخت هم جان سالم به در برد، اما دیگر دو پایش را از دست داده بود. جسم تازه با خود سختی های دشوار هم می آورد و روح انسان را آزار می دهد. افسردگی پس از عمل، مهران را رها نمی کرد، اما او تصمیم گرفته بود بدون پا برخیزد: گفتم این حق من است و باید زندگی کنم، با پا یا بدون پا. باید زندگی کرد. پیش خودم گفتم وقتی خداوند به من فرصت زندگی داده چرا من کوتاه بیایم؟ دوره سخت نقاهت، مبارزه با افسردگی و آشنایی با بدن جدید برای مهران چند ماه طول کشید و او این روز ها را هم پشت سرگذاشت و بار دیگر برای زندگی بلند شد. این بار می خواست با ورزش و والیبال به روز های آینده اش رنگ زندگی بپاشد: تصمیم گرفتم بروم در عرصه ورزش. عمه ام خیلی کمکم کرد. می دانستم باید تلاش کنم. رفتم سراغ والیبال. شرایط من از همه هم بازی هایم بدتر بود، اما می خواستم و انرژی زیادی داشتم. او دوستان تازه ای پیدا کرده بود و با هم شوخی و خنده های خود را داشتند. به نواقص بدن هم گیر می دادند و با هم می خندیدند و روزگار هم به آن ها چراغ سبز نشان داده بود. تمرین دوستانه برای مهران نتیجه داد: تیم خوبی شده بودیم و تمرین مان هم زیاد بود. توانستیم در والیبال نشسته چندین مقام بیاوریم. دو مدال طلا، یک نایب قهرمانی و یک سومی. در مسابقات شهرداری تهران قهرمان شدیم و خیلی خوب پیش می رفتم. تا همین سه ماه پیش و روی دیوار های خانه ای که حالا از بین رفته، مدال ها، لوح تقدیر و تصویری از مهران در کنار محمدباقر قالیباف شهردار پیشین تهران، خودنمایی می کرد. حالا انگار سرنوشت آن مدال های افتخار هم شبیه آوارگی مهران است: خانه متعلق به یک خیّر بود. دو سه ماه به من داده بود که تا قبل از تخریب، آنجا زندگی کنم. خیلی لطف داشت، اما او هم زندگی خودش را داشت و برای خانه اش برنامه دیگری ریخته بود. خودم که آواره ام و وسایلم هم شبیه زندگی خودم. سختی های تازه از راه می رسد حضور در جامعه و گذران زندگی با ورزش برای هر معلولی در ایران با مشکلات فراوانی همراه است و پس از سال ها شعار و برنامه هنوز پایتخت ایران برای حدود 10 درصد از ساکنان مناسب نیست. اما برای مهران تهران شهر بهتری بود. او دوستان تازه ای پیدا کرد، چند قهرمانی هم کسب کرد و درست در روز هایی که به تیم ملی فکر می کرد، جسمش بازی تازه ای درآورد: بعد از چند سال عوارض بیماری باعث شد زمین بخورم و دیگر نتوانم ادامه دهم. جایی نداشتم بخوابم و شرایط مالی هم بد بود. دیگر نمی توانستم بروم خانه عمه ام. چند روزی پیش پدرم رفتم، ولی همسر پدرم راحت نبود و مشکلات روحی برگشت. هیچ کس را نداشتم. جوانی تنها حالا مزه زندگی و پیروزی بر مشکلات را چشیده بود. او نمی خواست تسلیم شود. مشکلات تازه او را به نهاد های دولتی و مستقل فراوانی کشاند، اما هیچ کس دست او را نگرفت: به هر نهادی برای کمک رفتم که حقوقی به من بدهند یا مسکن بدهند، ولی هیچ کس کمک نمی کرد. مجلس که رفتم من را راه ندادند. بنری همراه داشتم و روی آن نوشته شده بود: آقای لاریجانی من می خواهم با شما درد دل کنم. به هر جایی که فکر می کردم ممکن است موثر باشد رفتم. ناامیدتر از همیشه برگشتم. بعد ها دوباره به مراکز بهزیستی و همه جا رفتم، ولی هیچ کس کمکی به من نکرد. او حالا باید با دریافتی ماهی 160 هزار تومان از بهزیستی و ماهی 45 هزار و 500 تومان یارانه چرخ زندگی را بچرخاند، اما نمی شود: هزینه داروها، اسپری و کپسول تنگی نفس و چندین مورد دیگر را که برای تنگی تنفس باید استفاده کنم، ندارم. این دارو ها یک طرف، لباسم هم یک طرف. من غرور دارم، می خواهم در این مملکت نان بازوی خودم را بخورم. الان باید منتظر بمانم که آیا همسایه لباس جدید می خرد یا نه که لباس کهنه اش را به من بدهد. آوارگی: امید دادند و ناامیدم کردند مهران زند لشنی حالا تنهاست؛ نه خانه ای، نه حقوقی، نه همراهی. او که چندماهی در خانه یک خیّر زندگی می کرد، جایی برای زندگی ندارد: قبلا در تهران خانه عمه، دختر عمه و ... بودم؛ 10-15 روز یک بار خانه هر کدام از دوستان و آشنایان می روم و حتی هزینه ایاب و ذهاب هم ندارم. بعضی وقت ها هم می روم دورود، خانه عمویم. در همین سال ها مهران یک بار با رسانه ای حرف زد و یک بار هم به برنامه ای تلویزیونی رفت و وعده های فراوانی گرفت: از شبکه سه به من قول دادند، ولی الان حتی جوابم را هم نمی دهند. وقتی به من وعده دادند خیلی خوشحال شدم و یک لحظه دردم فراموش شد. گفتم مشکل خانه ام حل می شود و ورزشم را ادامه می دهم، ولی الان سردرگم هستم که چرا بعضی افراد به راحتی قول می دهند و فراموش می کنند همه این وعده ها و بدقولی ها روی روح و روان جوانی که تنها یک زندگی ساده می خواست، تاثیر گذاشته است و حالا مهران 28ساله ناامید است: وقتی می بینم اطرافیانم آینده خود را رقم می زنند خوشحال می شوم، اما وقتی به خودم نگاه می کنم، غبطه می خورم که مهران دلش پاک بود، برای کسی بدی نمی خواست، چرا به این روز افتاد. روزگار سخت مهران و بدقولی مسئولان، در چند ماه گذشته با مجموعه ای از خبر های بد تکمیل شد: پدرم چند ماه پیش فوت کرد؛ همان پدری که به من پیام می داد مهران، پسرم! فکر می کنی دوست ندارم پیش من باشی؟ پدرم می خواست، ولی شرایط مالی و شرعی اجازه نمی داد که من پیش او باشم. کاش پدرم بود و فقط به من می گفت پسرم، همین. همان پدر را هم از دست دادم. از هیچ چیزی بهره نبردم، نه از راه رفتن، نه از نفس کشیدن و نه از زندگی و ازدواج، اما شاکرم. سرماخوردگی، عفونت، آسم، مشکل ریه، بی پولی و در به دری از جوانی ورزشکار، مهرانی ناامید و خسته ساخته است. او هرچه فکر می کند هیچ راه و روزنه امیدی نمی بیند تا جایی که چند روز پیش تصمیم دشواری گرفت: آن همه قول و وعده ای که به من دادند و هیچ کدام اجرایی نشد، شرایط من را از قبل بدتر کرد. دیگر واقعا به بن بست رسیده ام و هیچ کاری نمی توانم انجام دهم. نه کاری می توانم بکنم، نه درآمدی از خودم دارم. تصمیم گرفتم کلیه ام را بفروشم، هرچند دکتر ها من را از این کار منع کردند و گفتند ممکن است خطرناک باشد. می گویند شانس موفقیت چند درصد است، ولی چند روز پیش رفتم و فرم اهدای کلیه را پر کردم. تصمیمم را گرفتم و این کار را کردم. درست یا غلط آن را نمی دانم، اما این را خوب می دانم که هیچ کس اطرافم نیست و هیچ کس دستم را نمی گیرد. مهران حالا و پس از این تصمیم سخت، نمی داند چه روز هایی انتظارش را می کشد و حتی نمی داند چند روز دیگر زنده است، اما یک جمله برای مردم دارد: بدانید که آرزو داشتم تنها یک شب سرم را راحت بگذارم و بخوابم. روزگار سپری شده مهران، سرگذشت یکی از چندمیلیون ایرانی معلول است که با وجود تمام تغییرات همچنان بسیاری از حقوق ابتدایی آن ها نادیده گرفته می شود؛ جمعیتی که همین چند ماه پیش، همایون هاشمی نماینده مردم میاندوآب در مجلس تعداد آن ها را حدود 10میلیون اعلام کرد و براساس اطلاعات مستند، بهزیستی ایران تا سال 96، تنها یک میلیون و 415 هزار نفر از آن ها را تحت پوشش قرار داده است. درج شده توسط : ...
صدای مردم بلند شد/ خروش شاعران انقلابی برای مردم
مولاست باب علم حبیب در مقابلش بابی اگر گشوده شود باب جهل اجرای سورد توسط گروه احسان و تجلیل از خانواده شهید شیخی از شهدای اغتشاشات اخیر تهران و نیز اجرای تهران سلام به آینده با صدای حسین حقیقی از دیگر برنامه های این مراسم بود. در ادامه محمد مهدی سیار شعر خود را با این گونه قرائت کرد: در این کشتی درآ، پا در رکاب ماست دریاها مترس از موج