سایر منابع:
سایر خبرها
دسته دختران : شکستی دیگر در ساخت نسخه وطنی نجات سرباز رایان
ترکش خمپاره، در کنار هم به شهادت رسیدند. دو برادر خانم حاجی شاه، یعنی محمد حسین و ناصر هم جزو شهدای جنگ هستند و اکنون خواهر در کنار دو برادر خود خفته است. شهیده شهناز حاجی شاه از قضا شهیده حاجی شاه در همان اوایل پیروزی انقلاب برای مقابله با قاچاق مواد مخدر دوره آموزش نظامی دیده بود و این دوره در حسینیه اصفهانی ها ی خرمشهر تکمیل شده بود. از این جهت، او می توانست سوژه اصلی فیلم
زن اصولا وجود ندارد که حذف یا کشتن آن باعث جرم شود
پردازند تا آنجا که به خواست مردان انقلابی در لحظاتی از انقلاب به صورت یکدست محجبه و حجاب دار می شوند. در عصر جنگ و سال های دهه شصت پس از انقلاب زنان تبدیل به مادر ، همسر یا همراه و همرزم می شوند که ابتدا باید در خانه بمانند و بزایند و به تربیت رزمنده بپردازند و در نهایت داغ دار و محزون و افسرده در مرگ مردان یا پسران و خواهران خود تبدیل به مادر شهید ، مادر آزاده ، خواهر شهید ، خواهر
روایت قتل مونا از زبان پدرش/ باند خرید و فروش دختران در اهواز
منزل قاتل حفظ کردم اما بعد از چند لحظه کوتاه خانمی جوان به همراه دو دختر جوان تر از خودش دم در خانه ظاهر شدند و خطاب به من گفتند: خانم با کی کار دارید؟ و من برای اینکه اعتماد آن ها را جلب کنم با لهجه محلی احوالپرسی کردم و بعد از آن با نشان دادن کارت خبرنگاری آن ها را دعوت به مصاحبه کردم. اگر چه با همان رسم و رسوم عربی و محلی بنده را به داخل خانه دعوت کردند اما ترجیح دادم در کنار در
روایت قتل مونا از زبان پدرش و مادر قاتل / باند خرید و فروش دختران در اهواز
رسیدم؛ هنوز روبان زرد پلیس که محل جسد در فلکه کسایی را با آن احاطه کرده بودند به چشم می خورد؛ برای اینکه وقت را تلف نکنم سراغ چند خانم در فضای سبز اطراف فلکه رفتم و آدرس خانواده قاتل و مقتول را گرفتم. در حال صحبت کردن با آن ها بودم که آقایی که به نظر می رسید پدر خانواده است از راه رسید و متوجه علت حضورم شد بلافاصله صحبت ما را قطع کرد و خطاب به من گفت: به ما ربطی ندارد خانم! بعید هم می دانم
روایت قتل غزل از زبان پدرش
را تا ترمینال شهرستان ها واقع در سه راه خرمشهر رسانده است و غزل پولی را هم پرداخت نکرده یعنی هزینه پراید از قبل پرداخت شده است. بابت این قضیه هم من و هم پدر سجاد تا دو ماه پیگیر بودیم و شکایت هم کردیم که چرا این پراید در آن ساعت شب توسط دوربین ها در اتوبان و یا 60 متری شناسایی نشده است چرا وسط شهر، ساعت 11 شب هیچ وقت این پراید شناسایی نشد مگر ما در دهات هستیم که شرایط شناسایی
شهدای گروه انقلابی ابوذر برگ زرینی از تاریخ پرافتخار نهاوند
، محاکمات و شهادت گروه ابوذر را بی سروصدا و پنهانی انجام بدهد اما پس از این ماجرا، مردم نهاوند سعی می کردند خشم و انزجار خود نسبت به رژیم را در قالب های مختلف نشان دهند و در مراسم مذهبی محرم، وقتی از کنار مجسمه شاه عبور می کردند، با مشت های گره کرده شعار سر می دادند و این مساله هم چنان در ذهن مردم باقی ماند تا این که در روزهای انقلاب، هم چون آتش زیر خاکستر دوباره شعله ور شد. گروه ابوذر دو
آخرین روایت ها از قتل زن 17 ساله توسط همسرش در اهواز+جزئیات
به گزارش خبرنگار ایمنا ، ساعت 15 ظهر روز شنبه شانزدهم بهمن ماه، مرد جوانی جلوی چشمان وحشت زده مردم سر بریده همسرش را در میدان کسایی اهواز با خوشحالی به نمایش گذاشت و پس از چند دقیقه فرار کرد. بلافاصله این جنایت هولناک از سوی اهالی وحشت زده میدان کسایی به مرکز فوریت های پلیسی 110 اهواز گزارش داده شد. بدین ترتیب تیمی از کارآگاهان اداره پلیس آگاهی همراه با علی حسن لو، بازپرس ویژه قتل در محل حادثه
استاد حوزه علمیه خواهران: امام(ره) به حضور زنان در مراکز تصمیم گیری اعتقاد داشتند
به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه در مازندران، خانم راضیه میرزا دباغ، در سلسله نشست مجازی هفتگی در جمع طلاب و اساتید حوزه علمیه خواهران استان مازندران اظهار کرد: امام خمینی (ره) راه را برای مردم روشن کرد. وی ادامه داد: در زمانی که حکومت جلوی دین داری و تعالی به سمت خداوند را گرفته بود، شیر زنانی بودند که یادشان نرفت وظایفشان چیست و هریک به اندازه ظرفیت وجودی خود اقدام به عمل کردند.
بررسی استایل 8 بازیگر زن ایرانی در جشنواره فیلم فجر+ نظر دهید
جشنواره فجر امسال چندان سر و صدای بر پا نکرد. هنرپیشه ها آسه آمدند و آهسته رفتند. چی بپوشم: چند روزی از شروع جشنواره فیلم فجر می گذرد. جشنواره سر و صدای آنچنانی به پا نکرد. همه آسه آمدند و آسته رفتند. در اینجا قصد داریم تا به بررسی استایل بازیگران در این چند روز جشنواره فیلم فجر بپردازیم با ما همراه باشید. مریلا زارعی شیک با ماسک مجلسی مریلا زارعی تیپ مشکی زده بود
منیر قیدی را چه به ساختن فیلم دفاع مقدسی؟!
اند و در میان آن ها فقط وجیهه (شهناز) در انتها به شوهر قمارباز و مشروب خوارش می پیوندد؛ احتمالا همین بریدگی از خانه و خانواده است که دسته زنان را به دسته دختران تبدیل کرده! یگانه کمایی ( با بازی نیکی کریمی) اگر چه دو فرزندش را در بمب گذاری جدایی طلبان خلق عرب از دست داده اما با همسرش برای خروج از شهر همراهی نمی کند. سیمین هم به سینه پدرش دست رد می زند و در دسته دختران باقی می ماند.
بانوان آذربایجان غربی، مبارزان گمنام بی ادعا
امکانات می گوید. از نظر او در دوران جنگ زنان از هیچ گونه امکاناتی صرف نظر نمی کردند و می گوید: به یاد دارم که یک روز در حال آماده سازی موادغذایی برای رزمندگان در خرمشهر بودیم که متوجه شدیم دیگر نخی برای بسته بندی نمانده است. چون در آن زمان به دلیل شرایط جنگ در کشور امکانات خاصی وجود نداشت به همراه چند بانوی رزمنده جوراب های نازک زنانه را از منازل جمع آوری کردیم و با گره دادن تک تک جوراب ها به هم، نخ
فیلم های جشنواره فجر قابل دفاع نیستند/ مأموریت هنری برای ناامیدی مردم
دوران قبل از اشغال خرمشهر منطبق نیست. خانم هایی که در زمان اشغال خرمشهر مشغول دفاع بودند هیچ کدام از همسر قهر نکرده بودند یا پدر و مادر آن ها را از منزل بیرون نینداخته بودند. این اثر بر مبنای تخیلات نویسنده، تهیه کننده و کارگردان تولید شده است. خلاصه اینکه می شود برآورد داشته باشیم که درواقع مأموریت این بوده که مردم ناامید شوند. به عنوان ستون پنجم دشمن در کنار تحریم ها و جنگ فرهنگ
جای خالی بیانیه گام دوم انقلاب در فیلم های جشنواره فجر
دختران و یا زنان را به فساد و قاچاق واد مخدر می کشانند. ژانر دیگری که تاامروز به نمایش درآمده، دسته دختران با موضوع دفاع مقدس است هر چند این فیلم به لحاظ تکنیکی اشکالات اساسی دارد که جای پرداختن به آن در این مقال نیست. این اثر کاملا ضد جنگ و دفاع مقدس است، بیننده با دیدن این فیلم از جنگ و دفاع مقدس بیزار می شود، یعنی اگر این مأموریت داده شده باشه که اگر دشمن به این کشور حمله کرد و فرمان دفاع
رهبر انقلاب چراغ پرنوری برای مردم مظلوم دنیا هستند/ انقلاب اسلامی موجب ارتقای جایگاه بانوان ایران شده است
توانند در آن ورود داشته باشند. فارس: نظر شما در مورد شخص رهبر معظم انقلاب چیست؟ واقعا اگر شخصی همچون رهبر انقلاب را نداشتیم، در غیاب امام عصر ارواحنا فداه، از راهنمایی ها و صحبت های چه کسی باید استفاده می کردیم؟ شخص مقام معظم رهبری نه فقط برای ما که از آمریکای لاتین هستیم؛ بلکه برای همه مردم دنیا، همچون یک چراغ پر نور هستند که با هدایت های با بصیرت خود، عزت و
ماجرای دانشجویان اصفهانی که به جای سالن رقص، مسجد می خواستند/ از ترس دستگیری، تمام کتاب هایم را آتش زدم
پیش از ما نسلی بودند که نه فقط به جرم همراه داشتن و خواندن کتاب های سیاسی مذهبی سال ها زندان شدند و برای شرکت در مراسمات مذهبی پایشان به ساواک و شکنجه ها باز شد. مرتضی آرسته نامی آشنا برای اصفهانی ها است که در تمام چهل سال گذشته در هر جایگاهی در مسیر انقلاب انجام وظیفه کرده و حالا در چهل و سه سالگی پیروزی، بدون منت مقابل ما نشست و برایمان ساعت ها از آن دوران خفقان گفت. مرتضی
شهید فعال هرگز به دنبال سهم خواهی از انقلاب نبود
15 نفر نیروی خواهر حزب الهی خواسته بود، پس با تعدادی از خواهران نزد مسئول کارگزینی که شهید فعال بود، مراجعه کردیم؛ ایشان به عنوان مسئول خواهران من را جذب کرد، گرچه مخالفت کردم، ولی به عنوان مسئول برگزاری نماز جمعه و دعای کمیل از سال اردیبهشت 60 تا 63 نیز فعالیت کردم. جاده های آذربایجان غربی بی نهایت ناامن بود وی گفت: در آن برهه یک روز خبر رسید، فردی با لباس زنانه، قصد ترور
زنان شایسته از دیدگاه اسلام
بیاید که زنان در همه جا و نزد همه کس خود را به انواع وسائل آرایش و لباس های آن چنانی می آرایند و روشی چون روش شاهان ستمکار دارند. در توضیح روایت باید گفت: اینگونه زنان همانند زنان غرب بازی گر میدان سیاست های شیطانی و احزاب می شوند، از فرط هواپرستی هر روز به رنگ و شکل تازه ای در می آیند، و مقاله ها در تحقق کشف حجاب و فرهنگشان می نویسند، و شب و روز به عنوان مطالبه آزادی و حقوقی که خود حقوق می
مادرم می گفت کاش پسر بیشتر داشتم تا برای دفاع از حرم می فرستادم
محمدرضا، چون اختلاف سنی کمی با همدیگر داشتند خیلی با هم صمیمی بودند. حسن قبل از انقلاب همافر شده بود و در جریان انقلاب اعلامیه های امام را به همراه محمدرضا پخش می کرد. گاهی اوقات پس از مدرسه دنبال من هم می آمدند و برادرم لباس نظامی اش را از تن درمی آورد و داخل ماشینش می انداخت و به بهشت زهرا (س) می رفتیم و پای سخنرانی های آیت الله طالقانی و بهشتی می نشستیم. مادرتان چقدر در پرورش شخصیت
چرا شبکه های بیگانه جای قاتل و قهرمان را عوض می کنند؟
قتل هایی است که در یکی دو سال اخیر روز به روز در رسانه ها منتشر می شود و ابعاد ناخوشایند آن روح و روان جامعه را به هم می ریزد. این روزه تا بجایی پیش رفته که مردم در چند ماه اخیر از حمله اوباش و سوداگران به پلیس و شهادت برخی از نیرو های خدوم ناجا پیام های متفاوتی دریافت کرده و بسیاری دچار رعب و وحشت شده اند و سوال های فراوانی در ذهن دارند که باید متولیان امر نه به تعجیل بلکه با طمأنینه توضیحاتی در
محسن رفیق دوست: هویدا اعدام نشد؛ کشته شد!
می توان ادعا کرد که واپسین ساعات حیات یک حکومت رو به انقراض، در زمره خطیرترین لحظات برای انقلابیون نیز است. چه اینکه رژیم مستقر، از تمامی توان خویش برای بقا استفاده خواهد کرد و به تمامی امکانات، دست خواهد یازید. آنچه در پی می آید، خوانشی تحلیلی از خاطرات محسن رفیق دوست از مبارزان انقلاب اسلامی، در باره این ساعات است. مستندات این نوشتار، از اولین مجلد خاطرات وی اخذ شده است. امید آنکه تاری
دسته دختران ادای دینی به زنان رزمنده و شهید است
توضیح داد: من نقش جوانی را بازی می کنم که از جبهه فرار می کند. برخی از تماشاگران پرسیدند که چرا همه خانم ها می جنگند و یک مرد فرار می کند. به نظر من اصلا چنین چیزی نبود. خیلی از مردها هم در فیلم داشتند می جنگیدند. همچنین در لحظه ترک شهر هم هر دو جنس حضور داشتند. شخصیتی که من بازی کردم در مسجد داشت کمک می کرد. ولی چون در آن لحظه تصویر ناواضح بود او را زیاد ندیدیم. این شخصیت را از لحظه فرار کردن از
دستۀ دختران؛ گنگ جعلی فمینیست ها در دفاع از خرمشهر!
مردان بجنگند و چون با مخالفت آنها مواجه می شوند، سعی در مهمات رسانی دارند. خانم منیر قیدی بعد از بیست سال منشی گری و دستیاری برای کارگردان های مختلف از جمله مجید مجیدی و ابراهیم حاتمی کیا، سال 1395 تخستین فیلمش ویلایی ها را ساخت که به اکران سینما نرسید و مستقیماً از تلویزیون پخش شد؛ یک فیلم خوش ساخت و باهویت در خصوص نقش زنان در پشتیبانی جنگ که فیلمنامه اش را در معیت ارسلان امیری نوشته
روایت مادر شهید معماریان از مبارزات علیه حکومت پهلوی
، چه برسد به اینکه بدود. بقچه ی حمام به دست، داشت یک گوشه راه می رفت که تیر خورد و افتاد. دویدم طرفش. داغی گلوله، شکمش را شکافته بود. مچ دستهایش را گرفتم، قدرتم را جمع کردم و همان طور که عقب عقب می رفتم، به زحمت می کشیدمش سمت خودم. پاهایش تکان می خوردو ردّ خون می ماند روی زمین. نگاهش از خاطرم دور نمی شود. مات شده بود. با کمک دو خانم بردیمش داخل حیاط خانه. رنگ به رخسار زن نمانده بود. زدم
روایتی از حال وهوای تنها خانه سالمندان کشور که ویژه والدین شهداست
می کرد. خطر ها را به جان می خرید و همراه چند نفر دیگر می رفت شناسایی و از برنامه های بعثی ها خبر می آورد. 2 بار هم زخمی شده و جان سالم به در برده بود. مهاجرت به آبادان سعیده هفت ساله و خانواده پرجمعیتش را از قلب حملات و بمباران های دشمن قدری دور کرده بود، اما نه آن قدر دور که با آژیر های وقت وبی وقت و غرش هواپیما ها و جنگنده ها بیگانه کند. می گوید شنبه تا چهارشنبه را به امید آخر هفته
خدمت رسانی خادمان امام رضا (ع) در دور افتاده ترین نقطه کشور
مسجدی شدن از راه تندرستی و موفقیت در میادین ورزشی است. حاج آقا ایمانی در حال توزیع جوایز ورزشی از لباس و توپ و کفش ورزشی بین برندگان، با ذکر خاطره ای نتیجه گرفتن از این راه را برایمان تشریح می کند: هیچ وقت یادم نمی رود، چند سال پیش خواستیم این مسابقات را در منطقه کشف رود مشهد برای دخترها برگزار کنیم که به خاطر تنگدستی، حتی کفش درستی برای پوشیدن نداشتند. ولی مربی با ذوق مسابقات خواهران
فرشته حسینی: می ترسیدند مادر زیبایم را طالبان ببرد / اسلحه دست نگرفته بودم / در خیاطی کار می کردم؛ می ...
. یک موضوع را هم در پرانتز بگویم، ما از دوره مشروطه، زنان مبارزی داشتیم که مردپوش بودند. مثلا در تبریز این را داشته ایم؛ یعنی کسانی بوده اند که در ماجرای مبارزات مشروطه وقتی به دست محمدعلی شاه و نیروهایش کشته می شوند و وقتی می خواهند جنازه های آنها را دفن کنند متوجه می شوند که اینها زن بودند. حالا ما یک چنین چیزی را هم در ماجرای خرمشهر جسته و گریخته داشتیم. بله. ولی من فکر نمی
از صراحت منتقدان تا خوانش های متفاوت از تبلیغ
است؛ شهید اندرزگو، نواب، غفاری که چنین پرداخت هایی را از دفتر نمی بینم. افرادی در دفتر می بینیم که فضای ضد انقلاب یا آن وری هستند مثل آقای زائری و دهباشی که اینجا رفت و آمد هایی دارند؛ زائری لباس و دین را می زند؛ اگر چند مسؤولیت از رهبری دارید این مسؤولیت ها نباید مصونیت باشد بلکه باعث پاسخگویی و انقلابی تر شدن شما بشود؛ چیزی که می بینیم با چیزی که شما می گویید متفاوت است.