سایر منابع:
سایر خبرها
پیشنهادی که رهبر انقلاب را محزون کرد /چه کسانی به رهبری آیت الله خامنه ای رأی ندادند؟ /ناگفته های یک ...
؟ آیت الله امامی کاشانی: شبی که حضرت امام خمینی(اعلی الله مقامه) رحلت کردند ما در بیت ایشان حضور داشتیم. اول شب که اذان می گفتند من خودم بالای سر حضرت امام بودم. یکی از اعضای دفتر -گمانم آقای توسلی یا آقای شیخ حسن صانعی بود- هنگام اذان آمدند و گفتند: آقا! آقا! اذان می گویند! امام هم تقریبا رفته بود و دستگاه هایی هم که به امام وصل بود را جدا کرده بودند. در همین زمان یک مرتبه دیدم که امام
همیلتون با لاستیک پنچر فاتح گرندپری شد / برنامه بازی های پارالمپیک 2020 اعلام شد / فروغی: بیماری ام خفیف ...
دانمارکی تیم هاس و دانیل کوایت، راننده روسی تیم آلفا به دلیل تصادف ار ادامه مسابقه باز ماندند. پیش از این، الکس آلبون، راننده تایلندی-انگلیسی تیم ردبول به خاطر برخوردی که با کوین مگنوسن ایجاد کرد، 5 ثانیه جریمه شد. در پایان این گرندپری، همیلتون با 88، والتری بوتاس با 58 و ورستاپن با 52 امتیاز، اول تا سوم هستند. لطفی در نخستین سال حضور خود در F1 هنوز امتیازی کسب نکرده است. مرحله
ناگفته های امامی کاشانی از انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری / آقای منتظری به خاطر سادگی سقوط کرد
بیامرزد ولی من از کسانی بودم که می گفتم در اختیار رهبری باشد. دولت ثبات ندارد ولیکن رهبری یک نصابی دارد، فقاهت و عدالت دارد اما رئیس جمهور اینگونه نیست. آن فرد می رود یک فرد دیگر رئیس جمهور می شود. مرحوم آقای امینی بعدا به من گفتند که ما نظرمان این بود که صدا و سیما در اختیار دولت باشد اما صحبت های شما عقیده ما را عوض کرد. من گفتم مهم این است که یک فقیه عادل در رأس باشد و اگر این مسأله حل شود باقی
نعمت زاده: وقتی ارز 4200 تومانی از تلویزیون اعلام شد، توی سرم زدم!
آدم باسابقه ای است و اختیاراتی از هیئت گرفته است ولی به نظرم به تنهایی نمی تواند مشکل را حل کند. وی افزود: درباره ارز 4200 تومانی گفتم این غلط بود. اگر وزیر بودم اجازه نمی دادم. گاهی به ما می گفتند این وزیر بداخلاق است. من وقتی می دیدم در جمعی تصمیم غلطی می گیرند، اگر آزاد هم بگذارید این تصمیم را می گیرند، شلوغ می کردم. یک روز آقای روحانی گفت شما می دانید چه می گویید؟ گفتم بله این خیانت
طنز/ سلطان قلیان
بانو بوشهری/ برازجان : لابد شما هم قبول دارید که هر آدمی در یه زمینه ای استعداد داره،حالا یه عده ای دیگه خفن بازی شون گُل می کنه در چندین زمینه آدم شو دارن( پ.پ) و همین جور دیمی پست و مقام دِرو می کنن، هم زمان ریاستِ چندین مجمع و هیئت علمی دانشگاه و مشاور وزیر و چه و چه رو تصاحب می کنن و قشنگ آب سردی بر پیکرهٔ ضرب المثلِ با یه دست چند تا هندونه برداشتن می ریزن.حالا نهایتش گند کار هم در
ناگفته های تاجیک از 88| انقلابیون انقلاب را می خورند [+فیلم]
که آمدید برگردید. دچار چنین مشکلی شدید؟ بله، سابقه مرا داشتند و وقتی هم وارد شدم به من گفتند، آمدی درس بخوانی درس بخوان. ما چون فضای شما را داریم و جزو دانشجویان انقلابی هستید و سابقه شما را داریم بنابراین حالا که آمدی فضای دیگری نداشته باش! من هم واقعاً رفته بودم درس بخوانم. نرفته بودم که حرکتی کنم. از فضا کنده بودم. از همه جا خودم را رها کرده بودم که واقعاً به صورت جدی درس بخوانم.
آن مرد زنگ نزد
او گفت: خرید و فروش ضایعات سرمایه می خواهد که من هیچ چیز ندارم . به مرد گفتم: شروع و حرکت از شما، پرداخت مبلغی برای شروع کردن کار هم از ما . 10 دقیقه بعد داشتم خانه مرد را ترک می کردم. قرار شد مرد پیش از هر چیز پیگیر نصب کنتور بشود و بعد هم با کمک هایی که ما به او می کنیم دنبال خرید ضایعات برود. در راه آمدن به روزنامه با خودم فکر کردم آدمی که از لحاظ بدنی قوتی دارد چرا باید دستش را پیش
دفاع کریستین هورنر از تصمیم ردبول برای مکس ورشتپن
ما کمی تعجب برانگیز بود که با چنین مشکلی روبرو شدند. ما حتی 10 دور زودتر از این اتفاق به فکر انجام پیت استاپ افتاده بودیم. مکس ورشتپن نیز در این خصوص چنین اظهار نظر کرده است: به نظرم هم خوش شانس بودم هم نبودم. مشخصا آن ها در مسابقه بسیار سریع بودند و بله تایرها از یک زمانی به بعد وضع خوبی نداشتند. 10 دور مانده به پایان در رادیو به تیم گفتم که ’بچه ها، می دونید چیه، تایر جلو
امامی کاشانی: اگر ضعف شورای عالی قضایی در ماجرای عزل بنی صدر نبود، شاید بعد از رحلت امام، رهبری شورایی ...
خمینی(اعلی الله مقامه) رحلت کردند ما در بیت ایشان حضور داشتیم. اول شب که اذان می گفتند من خودم بالای سر حضرت امام بودم. یکی از اعضای دفتر -گمانم آقای توسلی یا آقای شیخ حسن صانعی بود- هنگام اذان آمدند و گفتند: آقا! آقا! اذان می گویند! امام هم تقریبا رفته بود و دستگاه هایی هم که به امام وصل بود را جدا کرده بودند. در همین زمان یک مرتبه دیدم که امام زبانشان در دهانشان تکان خورد و صدای نفس کشیدن ایشان
ابراهیم هادی را خودش باید معرفی کند من کاره ای نیستم!
ابراهیم آن است که حتی پس از مرگ ، موجب هدایت و دستگیری افراد بسیاری شده به طوری که همه به دوستی و رفاقت با او افتخار می کنند و عجیب تر آنکه این دوستی ها همچنان درحال شکل گیری است و رفاقت با ابراهیم هادی در قید زمان نیست. وارد دنیای ابراهیم که بشوی خودت هم عجیب و غریب می شوی درست مثل حال هوای مغازه دار همین متن که در حال مطالعه هستید، اگر متن حاضر را خواندید ممکن است شما را به سمت دنیای
شوخی های شبکه های اجتماعی؛ پشم چین گوسفند چند؟
بحث کردن که دخترارو جذب خودم کنم. گرم بحث بودم که یکیشون آروم دستمو کشید از جمع دورم کرد گفت ببین روبان اونیه که دور کادو میبندن احتمالا منظور تو رمانه. رضا این داستان سحرخیز باش تا کامروا بشی همش الکیه. شما دیر پاشو، ولی صبونه سوسیس تخم مرغ بزن به جا یه بار دوبار کامروا می شی. یوسف ازبکستان واسه جذب گردشگر گفته به هرکی اینجا کرونا بگیره 3000 دلار میدیم
تاجیک: نعشِ اصلاح طلبی بر دستان ماست!
بودم. بنابراین همه حالت ها را داشتم. این فضا وجود داشت. همان طور که گفتم خودم تصمیم گرفتم از آن لاک در بیایم [و]خودم را ریکاوری کنم. به ما گفته می شد این بود که شما دارید انقلاب را می خورید. یعنی بحثی که آنجا مطرح می شد این بود که شما ارزش های انقلاب را می خورید. آقای موسوی با طیف رادیکال اصلاح طلبی موضع داشت... موضع داشت و ایشان اصلاح طلبان متعدد را پذیرا بود. زاویه نداشت و نمی خواست که حتی آن ها
ناگفته هایی از شهادت چمران افغانستان
بود، تا خداحافظی نماید. آن روز وقتی هم دیگر را در آغوش گرفتیم، با لبخند همیشگی اش، آهسته گفت: حاجی! دعا کن عاقبت بخیر شویم، شهید شویم گفتم: آقای دکتر! ما کار های زیادی داریم، باید تمامش کنیم و بعد... سریع گفت: برای من دعا کن . جمعه شب در جایی بودم که نمی توانستم خبرگزاری ها را رصد کنم، اما خدا خدا می کردم که خبر دروغ باشد، یا تشابه اسمی باشد. باز خودم را دلداری دادم و گفتم
گزارشی از مرگ دلخراش پاکبانان پل سید خندان
تصادف را پوشانده بود. 20 متر جلوتر از وقوع تصادف، خورو ال90 در حالت برعکس بر بلوک حائل دو لاین بزرگراه رخ نمایی می کند. خانمی میان سال، که بعدا متوجه شدم راننده مقصر فاجعه ایشان بودند سر در گریبان کنار خورو بر زمین نشسته است.مردی دست به گوشی کنار پیکر یکی از مصدومین ایستاده است می پرسم آقا به اورژانس زنگ زدی؟ می گوید بله من هم در حال عبور بودم و اوضاع وحشتناک این بندگان خدا را دیدم، هیچ کس
برانکو: پنجره را مدیران می بندند نه من!
بازیکنان را آماده و در شرایط مسابقه قرار بدهیم. بازی دوستانه با ایران که لغو شد. آیا دیدار تدارکاتی دیگری در نظر گرفته اید؟ بله، حتماً باید بازی دوستانه برگزارکنیم. حداقل باید 2 بازی تدارکاتی خوب داشته باشیم که تیم مهیای مسابقات شود. من همیشه در طول زندگی ام در هر مسابقه ای با امید موفقیت وارد شدم و این بار هم امیدوارم بتوانم با تیم ملی عمان موفق شوم. لابد دلیل تماس
گفت وگو با همسر شهید ضیائی | یا عباس آقا یا هیچ کس!
پسر خوبیست که اگر دختر داشتم بدون تحقیق و پرس و جو حتما می دادم، شما هم بله بگویید پشیمانی ندارد لذا پدرم وقتی دید من مخالفت می کنم از طریق مادرم پیغام داد که اگر موی سرم مانند دندانم سپید شود ازدواج دیگری در کار نیست؛ یا همین فرد یا هیچ کس! مانده بودم چکار کنم و سردرگم بودم تا اینکه فکری به ذهنم رسید که تقریبا قال قضیه را کَند؛ عباش آقا در چهارراه گاز طلاب در مشهد مغازه قصابی داشت، من
لبخند حاج محسن به بازار نشر و کتاب
حاج محسن دین شعاری." گفتم: جلّ الخالق! به حق چیزهای ندیده! معاون گردان تخریب، آن هم با این قیافه! پس آن همه ریش حنایی چی شد؟! او را اولین بار اوایل سال 1364 در گردان تخریب با همان ریش بلند دیده بودم. هر موقع برای دیدن دوستانم می رفتم او را هم می دیدم و سلام وعلیک داشتم. دین شعاری بر خلاف قیافه اش با آن تیپ و ریشش که بعضی ها فکر می کردند خشن و باجذبه است، خیلی آدم خوش مشربی بود. چون فضای گردان
شهیدی که زندگی بانوی نویسنده را متحول کرد
با آنها آشنا می شدم برایشان سؤال بود که چگونه بدون هیچ حمایتی، این کار دلی را شروع کرده بودم و واقعا در آن زمان خودم نیز استدلال عقلی نداشتم، ولی حسی از درون مرا هدایت می کرد. و بر این معتقدم که انسان تا زمانی که عشق را در دنیا تجربه نکند نمی تواند به عشق الهی برسد، حتی عشق به یک واژه، درخت یا یک گل، شهید چمران قبل از شهادتش یک گل را می بیند و آن را بو می کند و با آن درد و دل می کند. پس هر چیزی که
بنیانگذار بزرگترین کارخانه کامیون سازی خاورمیانه
نیازمند چی می خواست از شما؟ گفته می شود که قرار بوده یک جیپ بسازید تا برای شاه به نمایش درآید؟ آقای نیازمند دیده بودند که بدنه ماک را در کارگاه خود ساخته ام. پرسید: می توانی جیپ جنگی بسازی؟ گفتم: بله. دو ماه زمان خواستم. موتور جیپ آمریکایی بود، اما بدنه و سایر قطعاتش را خودم ساختم. در نمایشگاه غرفه بزرگی به من داده بودند و من هم کار های خودم را از جمله تریلی صد تن و آن جیپ آورده بودم. شاه از
همیشه چند روز قبل از سال تحویل فرزند شهیدم به خوابم می آید
بهش گفتم که محمد علی کجا بودی؟ مادر را که کشتی؟ او لحاف را کنار زد و بلند شد، اول کادویی را که برای جواد فرزندم گرفته بود را بهش داد و گفت: خواهر! شما زن هستید و نمی توانید برید جبهه اگر بیایید و ببینید چه خبره، همه مردانتان را می فرستید، اگر بدانید چه بر سر زن و دختر مردم می آورند؟ خیلی معتقد و مسلمان بود. وقتی جنگ شد به جبهه رفت و وقتی برادرهای بزرگش بهش می گفتند که نرو در جوابشون می
سرگذشت عجیب و بی نظیر شهید طلبه مدافع حرم
فریاد زدند. مادرشوهرم می ترسید که من از او دور شوم، گویا یک امیدی برایش بودم، دست من را گرفته بود و می گفت زهرا تو نروی، از طرفی مادر و خواهرم هم آمدند و گفتند منزل خودمان هم شلوغ است، من هم برگشتم. در ماشین پسر دایی ام راننده بود، به یک نفر زنگ زد و گفت: مال ما را آوردند؟ من نزدیکی های خانه مان بودم که به خاله ام گفتم همسر من شهید شده؟ گفت بله... وقتی رسیدیم خانه نزدیک اذان ظهر بود، وضو
ساعی: سیاسیون ورزشکاران را مقابل هم قرار می دهند
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، هادی ساعی درباره انتخابات پرحاشیه این کمیسیون اظهار داشت: هر انتخابات و رقابتی این موارد را دارد. بحث هایی درباره قوانین بود که من گفتم باید اجرا شود. بحث ها فنی و کارشناسی بود. دوستان اطلاعی نداشتند. من اشراف زیادی به آیین نامه داشتم چون خودم در جریان آن بودم. وی درباره اینکه تنش ها زیاد بود، گفت: این از عدم اطلاع دوستان بود. اینگونه نبود که فقط یک
هادی ساعی: بحث ما قانون بود نه شخص سلیمی و عباسعلی
شما در ادامه سخت خواهد شد. نه، ما سعی می کنیم بچه ها یک دل و هم صدا شوند و ان شاءا... بتوانیم کمک کنیم. من به همه دوستان هم گفتم. همه اعضا یک رای دارند و فرقی هم بین رییس و دیگر اعضا وجود ندارد. دست به دست هم می دهیم و ان شاءا... می خواهیم به ورزشکارهایی که در این وضعیت کرونا نیاز دارند توجه و رسیدگی بیشتری بشود تا تمرینات شان را ادامه دهند، کمک کنیم. در آستانه انتخابات صحبت
مقایسه مهران مدیری با یک هنرمند کارکشته
/> مدقالچی پاسخ داد: این درجه بندی را نمی توان داشت؛ چون من نقش مثبت بسیاری را دوبله کردم؛ نقش منفی هم زیاد گفتم. این دوبلور پیشکسوت، درباره خوانش نریشن سریال آن شرلی گفت: نریشن خوانی آن شرلی را سال 77 به من سپردند؛ نریشن اولیه با خط قرمزهای ما مغایر بود. به همین دلیل قرار شد، خودمان یک تیتراژ برای این مجموعه بسازیم؛ متن نریشن را خودم نوشتم و راوی داستان هم بودم. وی درباره دوبله
لحظاتی پای صحبت های مادر دو شهید/ شهدای خانه ام را فدای مادرشان حضرت زهرا (س) کردم
/> چطور فرزندی برای شما بود؟ می خواهم یکی از شاخصه های اخلاقی سیدجمال را با بیان خاطره ای روایت کنم. یک روز در آشپزخانه مشغول شستن ظرف ها بودم که با شنیدن صدای سیدجمال همه توجه ام به بیرون جلب شد. از پنجره آشپزخانه به بیرون نگاهی انداختم. همیشه چند نفری عضو پایگاه بسیج و مسجد بودند و وقت نماز و بعد از آن بیرون مسجد همدیگر را می دیدند و صحبت می کردند. جوانی در میانشان دیده می شد که
8 روایت دردناک از قرنطینه خانگی مبتلایان به کرونا و مبارزه آن ها برای غلبه بر بیماری
نگیرد. چه انتظاری از برادرم داشتم وقتی شریک زندگی خودم، حاضر نشد حتی یک ساعت برایم کاری کند؟ از برادرم تشکر کردم و گفتم خودم اسنپ می گیرم. در مسیر هم درد داشتم و هم حس بدی از اینکه شاید راننده اسنپ از من کرونا بگیرد. هر دو ماسک داشتیم، اما در فضای کوچک ماشین، فاصله اجتماعی دو متری دیگر معنی ندارد. راننده کولر را روشن کرده بود و می گفت شیشه ماشین را پایین ندهم. نمی دانست که من به خاطر او شیشه را پایین
واکنش ترکیه ای ها از فینالیست شدن خانواده تبریزی / خرید خانه برای ایتام با جایزه دور اول مسابقه
را اینچنین باز کرد. او گفت: در ابتدا پافشاری کردم که نمی توانیم در مسابقه شرکت کنیم. واقعا سخت بود اما بعد از اصرار علی اصغر در ابتدا گفتم منزل پسر بزرگم باشد اما کارگردان نپذیرفت. بعد که با خودم بیشتر فکر کردم با اینکه می دانستم همه خانه و زندگیم زیر و رو خواهد شد و می دانستم هیچ خانمی قبول نمی کند که خانه اش چند ماه به هم بریزد اما به خاطر علی اصغر و نوه هایم محمدحسین و زهرا که خیلی
برانکو: پنجره پرسپولیس را مدیرانش می بندند، نه من
/> مگر می شود؟! بله، می شود! نمی خواستم خیلی مسائل را باز کنم، اما هواداران خوب و فهیم پرسپولیس بدانند این افراد همه را از پرسپولیس فراری می دهند. شما پیش بینی جالبی هم قبل از شروع این فصل داشته و به گابریل کالدرون گفته بودید امیدوارید برای دریافت پول از پرسپولیس کارش به شکایت به فیفا نکشد که کشید؟ به هرحال چند سال در این تیم کار کرده بودم. خیلی چیز ها را می دانستم و می دانم