پای کودکان فلسطین در رکاب دوچرخه محمد
سایر منابع:
سایر خبرها
نقش شهید حسین همدانی در تأسیس نیروی دفاع وطنی سوریه
زمینی سپاه، جانشین نیروی مقاومت بسیج، فرماندهی لشکر 27 محمد رسول الله (ص)، فرماندهی سپاه محمد رسول الله (ص) تهران بزرگ، به خدمت ادامه داد. در ابتدای سال 1390 برای کمک به مردم سوریه در نبرد با تروریست های تکفیری به آن دیار رفت و پس از نزدیک به چهار سال پیکار دشوار، سرانجام ساعت 16 روز شانزدهم مهر 1394 در محور حلب به شهادت رسید. ** روایت حجت الاسلام عبدالله حاجی صادقی حجت الاسلام
داستان عروس و پدرشوهر
آمده بودند. همان روز هم پدرشوهرم داخل دادگاه کلی تهدید می کرد که دختر جان بیا سرخانه وزندگی ات و دست از این کارهایت بردار و من هم گفتم چیز زیادی نمی خواهم ،زندگی در جایی دیگر و حق وحقوق خودم را از شما می خواهم. او گفت: نه من و نه پسرم پولی نداریم که به تو بدهیم که در همین میان یکی از دوستانش به سمت من حمله ور شد و مرا هل داد و من روی زمین دادگاه افتادم و همسر بی غیرت و بی اراده
زیباکلام: دروغ است که می گویند آیت الله هاشمی باعث ادامه جنگ شد /احمدزاده: اعراب نمی توانند با اسرائیل ...
شده، که همه را قبض روح کند و کسی جرئت جیک زدن نداشته باشد. این را درباره علما هم اجرا کرد. گفتم این یک اصل تناسب است اما اصلا تناسب به این ماجرا نمی خواند. همانطور که اگر بخواهیم تمام رفتار حماس را ماجرای هفت اکتبر محکوم کنیم، با کشتاری که اسرائیل در غزه کرد، از یادها رفت و خیلی از مردم می گوید این ماجرا با آن تناسب ندارد. این همان تناسب یا قانون بین الملل است. می گوید این قضیه تناسب ندارد که
تکه ای از محمد در میان پنبه و کفن پیچانده شد
. محمد در همان خواب هم تأکید زیادی به جزء 15 داشت. روز یازدهم شهادت محمد از راه رسید. قرار بر این بود پیکرهای شناسایی شده را به خانواده های شان تحویل بدهند. وقتی این موضوع را با رهبری در میان می گذارند، ایشان مخالفت می کنند و می فرمایند: صبر کنید همه پیکرها پیدا شوند. اینطور برخی خانواده ها چشم انتظار هستند و ناراحت می شوند. در ادامه هم تأکید کردند که با دقت بیشتری ناو را کنکاش کنید. من
سلام بر علمدار تفحص
رفته بودیم، هنوز به این شکل نبود که گنبد و بارگاه برای شهدا درست کرده باشند. فقط داخل یک محفظه شیشه ای چند کلاهخود، پلاک و چفیه گذاشته بودند. آن سال ها تنها منطقه ای بود که همین را درست کرده بودند و مناطق دیگر دست نخورده بود. افرادی که برای بازدید منطقه و زیارت شهدا آمده بودند، اطراف این محفظه شیشه ای می چرخیدند و آن را می بوسیدند. داخلش پول می انداختند. وی افزود: آقا مجید گفت آدم جایی
داستان کوتاه/ خوابگاه شماره 2
خانه زنگ زدم و طلب پول کردم. آن ها هم فرستادند. فرقی نمی کرد چه قدر، به محض این که پول را می گرفتم، غیب می شد. همه جا را امتحان کردم توی جیبم، توی جلد کتاب جا سازی می کردم، توی جعبه کفش و آن را زیر تخت گذاشتم. دلم به حال خودم می سوخت. هنوز همان دختر بچه سرتق، صبور و امیدوار بودم که گمان می کردم هر قله کوه دعوتیست برای فتح و پاشنه ی کفشم را ور می کشیدم. راهی جاده های پر از سراب با تلالو
رمان سی و 3 ؛ داستانی از یک جنگ تاریخی
. او کسی بود که من و همه مهندسان سپاه قدس تا ابد مدیون رهنمودهایش هستیم. حاجی جلسه ای تشکیل داد و از او خواست که به لبنان برود و شرایط را از نزدیک بررسی کند و ظرف مدت دو هفته، یک برنامه کامل برای بازسازی لبنان ارائه کند. قرار بر این شد که من نیز به همراه او بروم. حسن آقا اهل وقت تلف کردن نبود. دو روز بعد از جلسه عازم لبنان شدیم. حاج عماد در مرز سوریه به دنبالمان آمد. یک هفته بود که او را ندیده بودم
توضیح فدراسیون دوچرخه سواری در مورد شام خبرساز مازندرانی ها
ایراد قابل چشم پوشی بود. مربی رشته دوچرخه سواری کوهستان تصریح کرد: متاسفانه استان مازندران به خاطر جذابیتی که دارد وقتی ورزشکاران می آیند با خانواده آمده و چند روز مانده و می خواهند تا روز آخر در مسابقات بمانند و تماشا کنند و در نهایت هم چنین حواشی بوجود می آید. کد خبر 6247034
همه راه های رفته
. بعد از رفتن صالح برای دومین بار تنها شدم. پانزده روز از رفتن صالح گذشته بود که رفتم پایگاه سیدکندی تا برای مسجد روستا پرچم بگیرم. میرحسین موسوی فرمانده پایگاه داشت با عده ای از بچه ها درباره ی جنگ و علت های شروع آن حرف می زد. نشستم و از سیر تا پیاز حرف هایش را گوش دادم. همان جا فهمیدم که اسماعیل نوری پسر تاپدوق هم به جبهه رفته است. با خودم گفتم اسماعیل برود و من بمانم؟! انتهای پیام/
به خاطر چشم های مظلوم سینا
، اما به ناچار همراهم شد. قهر با مادرزنم زیاد طول نکشید، اما رابطه امان هیچ وقت آنطور که باید و شاید خوب نشد... چند ماهی از زندگی مان گذشته بود و نرگس اغلب خانه ی پدرش بود. به خانه هم که می آمد کم حرف می زد. اهل حرف زدن و شوخی و خنده نبود و تا تقی به توقی هم می خورد اشک می ریخت. از رفتارش خوشم نمی آمد. در هیچ چیز استقلال نداشت، حتی بچه دار شدن... باورنکردنی است، اما آن روز وقتی فهمید خواهرش باردار
سرزمین مهربان ترین آدم ها/ درباره رزمنده هشت سال دفاع مقدس و رکاب زنی 3هزار کیلومتری اش پس از سکته قلبی
دکترم مراجعه کرده بودم ایشان به من پیشنهاد داد برای اینکه خانه نشین نشوم و روحیه ام بهتر بشود گاهی دوچرخه سوار بشوم. من از قبل با دوچرخه ارتباط داشتم و از دوچرخه بیشتر از خودرو و موتور لذت می بردم این به علت علاقه خاصی بود که از همان بچگی در من هم مثل خیلی از بچه ها وجود داشت. پس از اینکه با عمل بهتر شدم دوچرخه سواری را از مسافت های کوتاه شروع کردم. بعد از چند ماهی تصمیم گرفتم به جای
حبیب با رفتنش کمر خیلی ها را شکست!
/> وحشت زده گفت: آقاجان! نکن این کار را. خودت که می بینی در این آشفته بازار ادبیات جنگ چقدر عاشق سینه چاک داریم! همین مانده بهانه تازه ای به حضرات بدهی تا پشت سرمان صفحه بگذارند که این دو نفر کارشان به جایی رسیده که سر پیری دارند در وادی قلم، برای هم اسپند دود می دهند! گفتم: به قول حاج احمد (متوسلیان)، حرف نباشد برادر جان! حرف همان بود که به شما گفته شد. *** سه
ماجرای روزی که شهید آوینی تا چند قدمی اسارت رفت
علی طالبی وصف نشدنی است. ماجرای کار نکردن آوینی در فیلم های جنگ ادامه داشت تا اینکه در سال 1364، یک اتفاق مهم توسط محمد یوسف زادگان با فیلم عروج رقم خورد. فیلمی که بسیار قشنگ بود و به نظرم مرتضی آوینی با دیدن این اثر و فیلم های بقیه بچه ها، انرژی دوباره ای برای کار کردن گرفت. از اینجا به بعد بود که آقا مرتضی به فیلم های تولید شده در سال های 1361 تا 1364 مربوط به عملیات های خیبر، بدر و ... بازگشت
آشنایی با مفاخر دهستان هرابرجان: محبوبه یزدانی نویسنده و پژوهشگر روستای ترکان
سر گذاشتم و فرزندانم را به جایی رساندم. و اما خودم، خودم از کجا شروع کنم، از کجا آغاز کنم، بعضی وقت ها با بچه هایم می نشستم و صحبت می کردم. گاهی اوقات می دیدند که می نویسم و شعر می گویم، سبک شعری من سپید بود، به من می گفتند مامان بشین بنویس، گذاشته ای برای کی؟ من هم می گفتم به وقتش، شما بنشینید و درس بخوانید چشم. تا این که یک روز به خودم آمدم و گفتم محبوبه تا کی
برخی نگرانی دارند که اسرار از سوی خانواده آیت الله هاشمی پخش شود/ما هیچ یک زندگی در خارج را دوست نداریم ...
خاص اهمیت می دهید؟ کادر فنی برای ما بسیار مهم است. مشاور پزشکی داریم تا پروتکل پزشکی این افراد را تهیه کنند. کادر فنی چه از نظر ورزشی و چه از نظر اطلاعات پزشکی باید به روز باشد. پیام حضور مردم مظلومیت پدرم بود از ورزش جدا شویم، شاید سخت ترین و غم انگیزترین اتفاق سال 95 درگذشت آیت الله هاشمی بود، مردم حضور چشمگیر و کم نظیری در مراسم تشییع و یادبود داشتند پیام این
بازگشت از رمادی بعد از 16 سال فراق
دبستان گلشن فیض شد و همانجا پنج سال دوران ابتدایی را به پایان رساند و برای ادامه تحصیل راهی شهر خرم آباد شد. پدر به همراه چند خانواده دیگر از روستا که تمایل داشتند بچه هایشان ادامه تحصیل دهند در محله شمشیرآباد خانه ای برایشان اجاره کردند و در مدرسه 13 آبان شروع به تحصیل در مقطع راهنمایی کرد و بعد از سه سال این مقطع تحصیلی را نیز به پایان رساند و وارد دبیرستان شد و رشته علوم انسانی را برگزید.
عملیات طوفان الاقصی باعث رسوایی قدرت پوشالی رژیم غاصب اسرائیل شد
رفتار می کند. معاون سیاسی سپاه امام رضا(ع) خاطرنشان کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) آخرین جمعه ماه رمضان را روز قدس نام گذاری کرد و در سال 1366 حماس تشکیل شد و انقلاب سنگ ها آغاز می شود. وی در ادامه به آغاز عملیات طوفان الاقصی 15 مهر 1402 اشاره کرد و ادامه داد: رژیم غاصب اسرائیل بیش از یک سال تلاش داشت که غزه را خالی از سکنه کند و همچنین تا قبل از عملیات طوفان
بغض کاپیتان استقلال ترکید/ مصاحبه جنجالی سیدحسین با انتقاد از مدیریت و نکونام
من تماس گرفت و گفت که قراردادت را فسخ کند و بیا اینجا و ما هم 50 میلیارد به تو پول می دهیم. من گفتم فرزند استقلال هستم. کاپیتان این تیم هستم و همینجوری نمی توانم راحت بلند شوم و بیایم. کاش باشگاه این چیزها را بداند. درست نیست درباره قراردادم اینجا صحبت کنم، اما واقعا خسته شدم. از اردوی ترکیه پیش بینی این روزها را می کردم خودم از سال های قبل طلب خاصی ندارم. دو سه نفر از بچه ها از
پیش از شروع رسمی جنگ با F5 بمباران شبانه کردیم
عادی عراق باعث شد مأموریت را انجام ندهم 2) گفت وگو با جانباز خلبان عباس رمضانی: روایت فردای انقلاب و ابراز محبت شدید مردم به خلبانان در حرم امام رضا (ع) خاطره بمباران پایگاه اربیل در دومین روز جنگ / صدام یک سال دیرتر حمله می کرد به اهدافش می رسید روایت ماموریت دوفروندی اف پنج هایی که از سلیمانیه برنگشتند / تجربه بازگشت خلبان از مرگ 3) گفت وگو
پارتی بازی برادرانه برای جبهه رفتن و شهید شدن!
. همان زمان ایشان چند شب در مورد این وصیتنامه در برنامه ای که در شبکه یک داشت، صحبت کرد. رضا متولد چه سالی بود؟ رضا آخرین بچه خانواده و ته تغاری ما بود. متولد سال 1348، ابوالفضل هم متولد سال 41 بود. هنگام شهادت 21 سال داشت. رضا هم که سال 64 شهید شد، 17- 16 سال داشت. رضا هنگام شهادت مجرد بود، اما ابوالفضل قبل از آخرین اعزام، مادرم برایش خواستگاری رفته بود، ولی قسمت نشد و به شهادت
کمک 800 میلیونی بانوی ایرانی به حزب الله لبنان
مصاحبه نمی شوند. از صداوسیما هم چندبار زنگ زدند اما همسرم مصاحبه نمی کند. وقتی متوجه می شوم صاحب این زمین پرماجرا یک خانم است اشتیاقم بیشتر می شود و اصرارم نیز هم. بعد از چند دقیقه از پس تلفن قول این را می گیرم که یک بار دیگر با همسرش صحبت کند. قبول می کند اما روز بعد خبر خوشایندی برایم ندارد. گفتم که راضی نمی شود. اما... دست آخر قرار می شود عملیات راضی کردن صاحب زمین را خودم به عهده بگیرم
روایت تلاش بانوی خرم آبادی برای آتش نشان شدن
مانور یکی از مأموران آتش نشانی که قرار بود از پل پایین برود، به طعنه گفت که این کار مردانه است شما دخترها نمی توانید، این حرف در ذهنم ماند و بعد از آن هدفم این شد که از پل سوم دزفول که حدود سی متر ارتفاع دارد با طناب پایین بیایم. یکسال پول هایم را جمع کردم و طناب، هارنس و تجهیزات دیگر را خریداری کردم، مرتب تمرین کردم بار اول از پشت بام خانه خاله ام پایین آمدم. یک روز به دختر
قیام جهانی با ذائقه اربعین در حال پاگرفتن است
تا فتنه ریشه کن شود. وی عنوان کرد: ما خیلی به آینده امیدوار هستیم، راه آینده راه اربعین است، همین اتوبانی که از هر روستا یک فرعی به این اتوبان راه دارد، شهرها را به هم می پیونداند، دل ها را به هم وصل می کند، عواطف را به هم گره می زند، آدم ها را سر حال می آورد، نورانی می کند و وحدت و انسجام را به عنوان یک سرمایه بزرگ اجتماعی روزی دل های ما می کند، بنابراین هر روز باید گستره اربعین بیشتر
روایت همسر شهید حسین املاکی از روزهای تنهایی و بیقراری
سال 1364، به لشکر قدس گیلان پیوست و توانست فرمانده تیپ یکم، قائم مقام لشکر قدس و بعد از مدتی، فرمانده لشکر قدس گیلان شود و موفقیت هایی بدست آورد. این شهید والا مقام تنها 27 سال داشت که بر اثر مسمومیت ناشی از سلاح شیمیایی در فروردین سال 1367 به درجه رفیع شهادت نائل شد. بچه هایش هرگز خنده ی از ته دل یا گریه اش را ندیدند. اضطراب و نگرانی، پُررنگ ترین خاطره ای است که از مادر در
عمران صلاحی به روایت خودش!
بیاورند. من هم شعری نوشتم و آوردم و فیاض وقتی آن را خواند، پرسید این را خودت سروده ای یا از جایی برداشته ای. گفتم خودم گفته ام. دست مرا گرفت و برد به دفتر دبیرستان. رئیس و ناظم و همه دبیران گوش تا گوش نشسته بودند. مرا به آن ها معرفی کرد و شعرم را برایشان خواند. من از خجالت داشتم آب می شدم. روز بعد سر صف مرا بردند پشت میکروفون تا شعرم را برای همه مدرسه بخوانم. شعرم را خواندم. در همه مدرسه معروف شده
عملیات طوفان الاقصی باعث رسوایی قدرت پوشالی رژیم غاصب اسرائیل شد
گونه رفتار می کند. معاون سیاسی سپاه امام رضا (ع) خاطرنشان کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) آخرین جمعه ماه رمضان را روز قدس نام گذاری کرد و در سال 1366 حماس تشکیل شد و انقلاب سنگ ها آغاز می شود. وی در ادامه به آغاز عملیات طوفان الاقصی 15 مهر 1402 اشاره کرد و ادامه داد: رژیم غاصب اسرائیل بیش از یک سال تلاش داشت که غزه را خالی از سکنه کند و همچنین تا قبل از عملیات
قلب کودکان مهاجر هم برای ایران می تپد
به گزارش کودک پرس ، در عرصه ادبیات کودک و نوجوان از آسترید لیندگرن به عنوان گران ترین جایزه ادبی جهان یاد می شود. امسال یک مروج کتابخوانی و البته معلمی افغانستانی از سوی شورای کتاب کودک به عنوان نامزد ایرانی این رویداد بین المللی معرفی شده است. نادر موسوی سال هاست ساکن ایران شده است؛ از اواخر سال 62 همزمان با موج نخست مهاجرت اتباع افغانستانی به کشورمان و به اجبار شدت گرفتن جنگ و درگیری ها در سرزمین آبا و اجدادی اش. حالا زمان زیادی از آن زمستان سختی که به همراه خانواده اش ترک دیار کرده می گذرد. آن پسر 9 ساله روستایی سال هاست در قامت نویسنده و معلمی سرشناس، نه تنها بر تنگنا های تحصیلی پیش روی مهاجران غلبه کرده بلکه توانسته با راه اندازی چندین شعبه مدارس خودگردان خاص کودکان مهاجر افغانستانی و ساکن مناطق محروم برای دسترسی آنان به امکانات فرهنگی و آموزشی گام های جدی بردارد. افزون بر این، از او به عنوان فعال رسانه ای و نخستین ناشر تخصصی شعر و ادبیات افغانستان (انتشارات آمو) در ک ...
تاریخچه اداره تربیت بدنی نی ریز در گفتگو با محمدحسن جلالی
بدنی انتخاب شد. در همان روز ها توانستیم چند نیروی خدماتی دیگر بگیریم و پرسنل مان سر و سامانی گرفت، ضمن این که آقای رضا مسلمان حقیقی نیز به عنوان معاون اداره با ما همکاری می کرد. سال 69 برای گرفتن لیسانس حسابداری به دانشگاه فیروزآباد رفتم و به مدت چهار سال انتقالی به فیرزآباد گرفتم. اما اوایل سال 71 آقای فیض آبادی با من تماس گرفتند و گفتند به همکاری تو نیاز داریم و من دوباره به نی ریز
بانوانی که زنانه پای دفاع از میهن ایستادند
؛ به وعده خود نیز عمل کردیم و بچه ها را یک روز به تهران برده و نامه ای که نوشته بودند را آنجا خوانده و کمک های نقدی خود را تحویل دادند. برای دانش آموزان جنگ زده معلمی کردم فیاضی عنوان کرد: در سال 61 که عملیات فتح المبین انجام شد، من در شهریار تهران معلم بودم و به صورت داوطلب به جبهه اعزام شدم؛ منطقه مهران چون درگیر عملیات بود دانش آموزانش از درس عقب افتاده بودند و من آنجا مشغول